آمریکا برای تاثیر هوش مصنوعی بر مشاغل آماده نیست

کسب و کارها و دولت آمریکا برای مواجهه با موج بیکاری ناشی از هوش مصنوعی، آماده نیستند.

تاثیر هوش مصنوعی بر اشتغال و کسب و کار

در سال ۱۸۶۹، گروهی از اصلاح‌طلبان ماساچوست ایالت را متقاعد کردند تا ایده‌ای ساده را امتحان کند: شمارش. انقلاب صنعتی دوم در حال پیشروی بود و ماشین‌های جدید با سرعتی کار می‌کردند که بدن انسان توان رقابت با آن را نداشت. صاحبان صنایع می‌دانستند که تحمل مردم در برابر بدبختی حدی دارد، بنابراین ماساچوست اولین اداره آمار کار را ایجاد کرد به این امید که داده‌ها بتوانند نتایج عادلانه‌تری ایجاد کنند. سال‌ها بعد، کنگره آمریکا تصمیم گرفت این ایده را در مقیاس ملی اجرا کند و اداره آمار کار (BLS) تأسیس شد.

اندازه‌گیری بی‌عدالتی را از بین نمی‌برد، اما نشان‌دهنده تلاشی برای انصاف است. آمارهای این اداره نشان می‌دهند که جامعه مرفه تر شده و نیروی کار خود را با تغییرات وفق داده است؛ اما این آمارها در پیش‌بینی آنچه در راه است، محدودیت دارند؛ به ویژه در مورد فناوری هوش مصنوعی که ممکن است همان کاری را با نیروی کار بکند که شهاب‌سنگ با دایناسورها کرد.

صنعت هوش مصنوعی از هشدارهای اولیه درباره «احضار شیطان» عبور کرده و اکنون از اصطلاحاتی مانند «افزایش بهره‌وری» استفاده می‌کند. این فناوری می‌تواند گزارش‌ها را تحلیل کند، اسناد را سریع‌تر از تیم‌های حقوقی بنویسد، موسیقی بسازد و با دقتی مهندسی کدنویسی کند. کارهایی که زمانی نیاز به مهارت و سال‌ها آموزش داشتند، اکنون توسط نرم‌افزارها انجام می‌شوند. بسیاری از شرکت‌ها به کارکنان خود دستور داده‌اند تا برای افزایش بهره‌وری از هوش مصنوعی استفاده کنند، اما کارمندان نگران روزی هستند که این ابزارها جایگزین خودشان شوند.

بسیاری از کارشناسان اقتصادی معتقدند که جای نگرانی نیست و سرمایه‌داری انعطاف‌پذیر است. آن‌ها به تاریخ اشاره می‌کنند که چگونه خودپردازها یا نرم‌افزارهای طراحی باعث ایجاد مشاغل جدید شدند. اداره آمار کار پیش‌بینی کرده که اشتغال در ۱۰ سال آینده ۳/۱ درصد رشد خواهد کرد. اما نکته‌ای که اقتصاددانان در اندازه‌گیری آن مشکل دارند، هویت و معنایی است که آمریکایی‌ها از شغل خود می‌گیرند. نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد ۷۱ درصد مردم نگرانند که هوش مصنوعی افراد زیادی را برای همیشه بیکار کند.

مدیران شرکت‌های بزرگ فناوری هشدارهای ترسناکی داده‌اند. مدیرعامل یکی از شرکت‌های پیشرو هوش مصنوعی پیش‌بینی کرد که نیمی از مشاغل اداری سطح پایین از بین خواهند رفت. مدیرعامل یکی از غول‌های خودروسازی تخمین زد که نیمی از کارکنان اداری در یک دهه حذف می‌شوند. با این حال، شرکت‌هایی مانند آمازون و وال‌مارت در گزارش‌های خود به سرمایه‌گذاران، این تعدیل نیروها را با عباراتی خوش‌بینانه مانند «اتوماسیون» توصیف می‌کنند.

اقتصاددانان دانشگاهی دیدگاه‌های متفاوتی دارند. برخی معتقدند داده‌های فعلی هنوز تاثیری بر بازار کار نشان نمی‌دهند و بهره‌وری در حال افزایش است. آن‌ها استدلال می‌کنند که تاریخ نشان داده تغییرات تکنولوژیک زمان‌بر هستند و زیرساخت‌های قدیمی شرکت‌ها مانع از جایگزینی سریع نیروی انسانی می‌شود. اما گروه دیگری از تحلیلگران هشدار می‌دهند که این بار متفاوت است؛ ماشین‌ها هوشمندتر شده‌اند و سرعت پذیرش آن‌ها بسیار بالاتر از فناوری‌های قبلی مثل برق است. آن‌ها معتقدند آسیب به نیروی کار قبل از آنکه نهادها بتوانند خود را با آن وفق دهند، رخ خواهد داد.

در همین حال، سکوت عجیبی بر مدیران ارشد شرکت‌ها حاکم شده است. پس از یک دوره اظهارنظرهای باز درباره هوش مصنوعی، حالا بسیاری از آن‌ها از صحبت درباره تاثیر آن بر مشاغل خودداری می‌کنند. سرمایه‌گذاران انتظار نتایج دارند و سریع‌ترین راه برای کسب نتیجه، کاهش نیروی انسانی است. یکی از چهره‌های برجسته فناوری می‌گوید که مدیران به سه دسته تقسیم شده‌اند، اما همه آن‌ها بر این باورند که تعدیل نیرو اجتناب‌ناپذیر است.

در عرصه سیاست، واکنش‌ها نگران‌کننده است. جینا ریموندو، وزیر سابق بازرگانی، هشدار می‌دهد که اگر شرکت‌ها فقط بر کارایی تمرکز کنند، افراد زیادی آسیب خواهند دید و کشور توان تحمل آن را نخواهد داشت. او معتقد است اگر از این لحظه برای انجام کاری متفاوت استفاده نشود، «پایان آمریکایی که می‌شناسیم» رقم خواهد خورد.

در واشنگتن، سیاستمداران آمادگی لازم را ندارند. سناتور گری پیترز می‌گوید که همکارانش در کنگره معتقدند نیازی به انجام کاری نیست و باید اجازه داد صنعت پیش برود. تلاش‌های او برای تصویب قوانین حمایتی برای کارگرانی که شغلشان را به دلیل اتوماسیون از دست می‌دهند، به بن‌بست خورده است.

سیاستمداران دیگری نیز وارد میدان شده‌اند. برنی سندرز، سناتور چپ‌گرا، با عصبانیت می‌پرسد چه کسی از این تحول سود می‌برد؟ او خواستار هفته کاری کوتاه‌تر و «مالیات بر ربات‌ها» برای شرکت‌های بزرگ است. از سوی دیگر، استیو بنن، استراتژیست ملی‌گرا و پوپولیست، دیدگاهی رادیکال‌تر دارد. او معتقد است اگر دولت نتواند این فناوری را تنظیم‌گری کند، باید مالکیت بخشی از آن را در دست بگیرد. بنن پیشنهاد می‌دهد که دولت باید سهمی قابل توجه (حتی ۵۰ درصد) در شرکت‌های هوش مصنوعی داشته باشد تا بتواند بر آن‌ها نظارت کند، زیرا «تصمیم‌گیری برای گونه بشر» نباید تنها در دست چند نفر در سیلیکون‌ولی باشد.

نیک کلگ، معاون سابق نخست‌وزیر بریتانیا و از مدیران ارشد متا، هشدار می‌دهد که دموکراسی‌های غربی ممکن است توانایی هضم تغییرات سریع ناشی از هوش مصنوعی را نداشته باشند و این آزمونی دشوار برای دموکراسی خواهد بود.

در نهایت، اگر نخبگان و سیاستمداران نتوانند مسئولانه عمل کنند، آینده تاریک خواهد بود. حتی ابزار اصلی سنجش واقعیت، یعنی اداره آمار کار، با کمبود بودجه مواجه است. ایالات متحده این اداره را تأسیس کرد چون باور داشت وظیفه دموکراسی آگاهی از وضعیت مردمش است. اگر نتوانیم واقعیت را اندازه بگیریم، در برابر ماشین‌ها شانسی نخواهیم داشت.

این مقاله را به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه