جهان کار در پنج سال گذشته دستخوش دگرگونیهای بزرگی شده است. همهگیری کرونا دورهای تازه از دورکاری و کار ترکیبی را آغاز کرد. موضوعهایی که زمانی در محیط کار تابو بودند، مانند سلامت روان و کمرنگ شدن مرز میان زندگی شخصی و شغلی، به اولویت کارفرمایان تبدیل شدهاند. بسیاری از افراد پس از سن بازنشستگی معمول ۶۵ سال همچنان کار میکنند و همین موضوع باعث شده پنج نسل با سبکهای کاری و مدیریتی متفاوت همزمان در محل کار حضور داشته باشند.
دو دهه آینده تغییراتی حتی عمیقتر به همراه خواهد داشت و هوش مصنوعی محرک اصلی بازآرایی کار خواهد بود. این فناوری هماکنون در بسیاری از حرفهها وظایفی را انجام میدهد که پیشتر به فارغالتحصیلان تازهکار دانشگاهی سپرده میشد. هوش مصنوعی بر نقش مدیران، شیوه سنجش نتایج کسبوکار و سرعت انجام کارهایی که پیشتر ماهها زمان میبردند، اثر خواهد گذاشت.
با در نظر گرفتن این تحولات، از پنج کارشناس و فعال حوزه کار پرسیده شد آینده کار چگونه خواهد بود.
انقلاب دادهها
توانمندیهای سنجش هوش مصنوعی بهطور چشمگیری شیوه هدایت عملکرد توسط رهبران را تغییر میدهد. میان رفاه کارکنان و عملکرد آنها ارتباطی اثباتشده وجود دارد. بهجای اتکا صرف به دادههای خوداظهاری یا نظرسنجیهای احساسی، سیگنالهای لحظهای از تجربه کارکنان به دست خواهد آمد؛ از اینکه افراد ساعت به ساعت چگونه کار میکنند و با چه کسانی همکاری دارند تا اینکه زمان یا مکان چه تأثیری بر عملکرد میگذارد و الگوهای ارتباطی چگونه با نتایج همبستگی پیدا میکند.
سامانههای مبتنی بر هوش مصنوعی میتوانند با تحلیل خروجی، کیفیت و اثر فروش، این الگوها را آشکار کنند و حتی دادههای اختیاری مرتبط با سلامت را که کارکنان مایل به اشتراکگذاری هستند، در نظر بگیرند. نتیجه، همراستاسازی جریان کار با ریتم طبیعی هر فرد و همکاری کارآمدتر خواهد بود. پس از ایجاد چارچوبهای قوی حاکمیت داده و حفظ حریم خصوصی، عصر تازهای از کار شکل میگیرد.
(کارا برنان آلامانو)
کوچک شدن نیروی کار
در اروپا، ژاپن و آمریکا تعداد نیروی کار در دسترس کاهش خواهد یافت و این تغییر جمعیتی عمیق است. شمار جوانانی که وارد دانشگاه میشوند نیز کمتر میشود، حتی اگر تحصیل را مقرونبهصرفه بدانند. پیامد این روند، نیاز بیشتر به سرمایهگذاری در آموزشهای فنی و حرفهای و تمرکز بر آموزش مبتنی بر مهارت بهجای اعتبار مدرک است. آموزشهای تخصصی حین کار افزایش مییابد و شرکتها به کلاس درس تبدیل میشوند. رابطه پایدار با کارکنان مستلزم مدل سرمایهگذاری است، نه رابطه صرفاً معاملهای.
(پیتر فازولو)
همکاری با هوش مصنوعی
در ۲۵ سال آینده، محل کار به احتمال زیاد قابل شناسایی نخواهد بود و انسان و هوش مصنوعی بهصورت یکپارچه کار خواهند کرد. برخی وظایف و حتی مشاغل به هوش مصنوعی سپرده میشود، اما توان تصمیمگیری خلاق و حیاتی انسانها تقویت خواهد شد. کارهایی که ماهها طول میکشید، در چند دقیقه انجام میشود و معیارهای موفقیت کاملاً نو خواهند بود. لایههای میانی مدیریت ممکن است کمرنگ شوند و رهبران مستقیماً همکاری انسان و سامانههای هوشمند را هدایت کنند. با وجود رشد فناوری، ارتباط حضوری ارزشمندتر میشود و هوش هیجانی همچنان عامل تمایز رهبران خواهد بود.
(آلن گوارینو)
قدرت نیروی کار گیگی
پیشرفت در رایانش کوانتومی و هوش مصنوعی به کارآفرینان اجازه میدهد با منابع بسیار کمتر صنایع را دگرگون کنند. دسترسی همگانی به ابزارهای هوش مصنوعی اقتصاد گیگی را تقویت میکند و همکاری شرکتها با پیمانکاران ماهر را آسانتر میسازد. بسیاری از نیروهای مستقل به ابزارهایی قدرتمندتر از آنچه در شرکتها در دسترس است، دسترسی دارند و همین موضوع ارزشآفرینی آنها را افزایش میدهد.
(راوین جسوتاسان)
ورود همهفنحریفها
ماهیت کار به سمت نقشهای همهفنحریف حرکت میکند؛ نقشهایی که توان ایجاد ارتباط، کار میان واحدهای سازمانی و خلاقیت در حل مسئله را ارج مینهند. مدیریت کمتر بر برنامهریزی و پیشبینی و بیشتر بر چابکی متمرکز میشود. برخی نقشهای سنتی کاهش مییابند و نقشهای تازهای در مدلسازی سناریو و فعالسازی تغییر پدیدار میشوند. سرمایهگذاری گسترده بر توانمندیهای رهبری در میان همه کارکنان افزایش خواهد یافت.
(گورو گاپتا)


