برخی از تولیدکنندگان آلمانی معتقدند شراکتی که زمانی برای هر دو طرف سودمند بود، اکنون به رابطهای یکطرفه و آسیبza تبدیل شده و آنها خواهان پایان دادن به آن هستند.
برای دو دهه، آلمان و چین یک زوج اقتصادی ایدهآل بودند که هر دو از تجارت پررونق جهانی سود سرشاری میبردند؛ آلمان ماشینآلات مورد نیاز چین را برای تولید کالاهای مصرفی برای سایر نقاط جهان تأمین میکرد. اما اکنون دیگر چین به آلمان نیازی ندارد و آلمان خواهان این جدایی است.
برای اولین بار در چند دهه گذشته، کسبوکارها و سیاستمداران آلمانی، تجارت آزاد نامحدودی را که این کشور را به یک قدرت صنعتی تبدیل کرد، زیر سؤال میبرند. تولیدکنندگان این کشور خواهان محافظت در برابر رقبای چینی ارزانتر، سریعتر و بهطور فزایندهای بهتر هستند.
فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، ماه گذشته گفت که برلین از فولادسازان داخلی در برابر رقبای چینی محافظت خواهد کرد. دولت او ممنوعیت استفاده از قطعات چینی در شبکههای داده تلفن همراه را تشدید کرده و از بندهای «خرید اروپایی» برای مناقصههای عمومی حمایت کرده است. شورای امنیت ملی تازه تأسیس آلمان نیز در اولین جلسه خود به خطرات استراتژیک سلطه چین بر چندین ماده معدنی حیاتی پرداخت و اکنون در حال کار بر روی اقدامات تنوعبخشی است.

ریشههای تغییر رویکرد
فاصله گرفتن آلمان از چین مدتی است که در حال شکلگیری است. تولیدکنندگان چینی با کمک هزینههای پایین تولید، یوآن ضعیف و یارانههای دولتی، به طور فزایندهای در بخشهایی که شرکتهای آلمانی تا همین اواخر در آنها مسلط بودند (نه تنها در چین بلکه در بازارهای دیگر از جمله اروپا) پیشتاز شدهاند.
با این حال، زمانبندی این موضوع ارتباط زیادی با رئیسجمهور ترامپ دارد. به گفته کارشناسان، موجی از کالاهای ارzan چینی، از مواد شیمیایی گرفته تا قطعات خودرو، پس از برخورد با دیوار تعرفهای جدید آمریکا، در سال جاری روانه اروپا شد. در نتیجه، آلمان که زمانی نماد لیبرالیسم اقتصادی بود، خود به سمت تعرفهها و اقدامات حمایتگرایانهای متمایل شده است که مدتها آن را اشتباه یا حتی «فرانسوی» میخواند.
امانوئل مکرون، رئیسجمهور فرانسه، اخیراً پس از سفر به چین گفت: «آلمان در حال آگاهی از عدم توازنهایی است که بر آن نیز تأثیر میگذارد… چین به قلب مدل صنعتی و نوآوری اروپا ضربه میزند.»
پیامدهای اقتصادی برای آلمان
تبدیل شدن چین از خریدار به تولیدکننده کالاهای سرمایهای بسیار سریع بوده است. بین سالهای ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۴، آلمان лидерی سهم بازار جهانی خود را در تجهیزات تولید برق به چین واگذار کرد. برتری آلمان در مواد شیمیایی و وسایل نقلیه جادهای اکنون بسیار ناچیز است. امسال برای اولین بار، آلمان بیش از آنکه کالای سرمایهای به چین صادر کند، از آنجا وارد کرده است.
این روند در حال شتاب گرفتن است؛ برای مثال، سهم خودروسازان آلمانی از بازار چین طی دو سال از نصف به یکسوم کاهش یافته است. کل صادرات آلمان به چین از سال ۲۰۱۹ یکچهارم کاهش یافته، در حالی که واردات به شدت افزایش یافته است. کسری تجاری این کشور با چین در مسیر رسیدن به رکورد ۸۸ میلیارد یورو (معادل حدود ۱۰۲ میلیارد دلار) در سال جاری است.

این موضوع زخمهای عمیقی بر جای گذاشته است؛ تولیدات صنعتی آلمان از سال ۲۰۱۷ به میزان ۱۴ درصد کاهش یافته و بخش صنعت از سال ۲۰۱۹ تقریباً ۵ درصد از مشاغل خود را از دست داده است.
فشار بر صنایع کلیدی
شرکتهای آلمانی در بخشهای مختلف این فشار را حس میکنند. برای مثال، یک شرکت پیشرفته در زمینه ساخت ماشینهای حفاری تونل که زمانی پروژههای بزرگ زیرساختی چین را تأمین میکرد، اکنون با رقابت شدید از سوی شرکتهای چینی برخوردار از یارانه دولتی مواجه است و به دنبال بازارهای جدیدی مانند هند است.
در صنعت شیمیایی نیز، هجوم محصولات چینی باعث شده سهم آنها از بازار برخی مواد کلیدی در اروپا از ۵ درصد به ۲۰ درصد تنها در یک سال افزایش یابد. مدیران این بخش میگویند کسبوکارهایشان برای مقابله با موج واردات از چین که با تخفیفهای قابل توجه عرضه میشوند، در تلاش هستند و برای بقا ناچار به کاهش هزینهها و مشاغل شدهاند.
آینده نامشخص و دوراهی استراتژیک
با وجود این فشارها، برخی شرکتهای بزرگ آلمانی به دلیل وابستگی شدید، همچنان در چین سرمایهگذاری میکنند. دولت نیز علاوه بر تدوین استراتژی جدید امنیت اقتصادی، در حال بررسی پروژههایی برای مقابله با خطرات فزاینده در تعامل با چین است. یوهان وادپول، وزیر امور خارجه آلمان، نیز بر نیاز شرکتهای اروپایی به دسترسی بهتر به بازار چین تأکید کرده است.
یک اقتصاددان ارشد معتقد است که نوآوری به تنهایی برای حفظ ظرفیت تولیدی اروپا کافی نیست و میگوید: «ما به عنوان یک کشور باید تصمیم بگیریم که در آینده چه چیزهایی را میخواهیم خودمان تولید کنیم. این میتواند شامل ایجاد موانعی برای محافظت از بخشهای استراتژیک باشد».
با این حال، آلمان در یک دوراهی قرار دارد. نوربرت روتگن، یک قانونگذار محافظهکار، این مسئله را اینگونه خلاصه میکند: «ما باید وابستگی خود را به چین کاهش دهیم. اما اگر آمریکا ما را ناامید کند، این بر نحوه تعریف رابطه ما با چین تأثیر خواهد گذاشت». این نگرانی وجود دارد که اگر آلمان احساس کند در مقابل یک آمریکای غیرقابل پیشبینی تنها مانده، ممکن است دوباره به سمت مماشات با چین بازگردد.


