حمله آمریکا به ایران جهان را وارد شدیدترین بحران انرژی تاریخ کرد؛ بحرانی که با کاهش تولید نفت و جهش قیمتها همراه شد. افزایش شدید قیمتها سود بزرگی برای شرکتهای فعال خارج از خلیج فارس، بهویژه در آمریکا، ایجاد کرده است؛ کشوری که صادرات انرژی آن به شکل محسوسی افزایش یافته است.
اما در خلیج فارس وضعیت بسیار پیچیدهتر است. بسته شدن عملی تنگه هرمز، گذرگاه حیاتی میان خلیج فارس و بازارهای جهانی، امارات متحده عربی، عراق و چند کشور دیگر را مجبور کرده تولید و صادرات خود را کاهش دهند. برخی کشورها آسیب بیشتری دیدهاند. کشورهایی که توانستهاند از طریق خطوط لوله نفت خود را به بنادری خارج از تنگه منتقل کنند، عملکرد بهتری نسبت به کشورهایی داشتهاند که چنین گزینهای ندارند.
این بحران انرژی بر همه کشورها اثر گذاشته اما شدت آن یکسان نیست. دادههای صادرات و قیمتگذاری نشان میدهد که تولیدکنندگان بزرگ نفت جهان میزان فروش و قیمتهای متفاوتی را تجربه کردهاند. بررسیها بر صادرات دریایی نفت و فرآوردههای مرتبط متمرکز بوده؛ بخشی که بیشترین آسیب را از بسته شدن تنگه دیده است.
مشخص شدن برندگان و بازندگان این وضعیت نشان میدهد چرا برخی کشورها آمادگی بیشتری برای تحمل پیامدهای اقتصادی جنگ دارند. همچنین آینده بازار انرژی را روشنتر میکند. اگر تنگه هرمز دیگر مسیر قابل اعتمادی نباشد، کشورهای فعلی برنده همچنان موقعیت برتر خود را حفظ خواهند کرد. اما اگر تنگه دوباره باز شود، سرعت بازیابی کشورها به میزان خسارتی بستگی دارد که در دوره تعطیلی متحمل شدهاند.
با طولانیتر شدن بسته بودن تنگه، کشورها و شرکتهایی که از این وضعیت سود بردهاند همچنان منتفع خواهند شد؛ در حالی که فشار بر کشورهای آسیبدیده شدیدتر میشود.
آمریکا که بزرگترین تولیدکننده نفت و گاز جهان است، توانسته بخشی از فشار اقتصادی جنگی را که همراه اسرائیل آغاز کرده کاهش دهد. تا اواخر مارس، شرکتهای آمریکایی صادرات نفت، گازوئیل و سایر سوختها را بهطور قابل توجهی افزایش دادند. این افزایش صادرات بخشی از کمبود انرژی جهانی را جبران و از جهش بیشتر قیمتها جلوگیری کرد.
با این حال، برخلاف بسیاری از تولیدکنندگان بزرگ نفت، آمریکا شرکت نفت دولتی ندارد. در نتیجه بخش عمده درآمد اضافی به شرکتهای بزرگ نفتی رسیده است. تاکنون نشانهای دیده نشده که این شرکتها درآمد تازه را صرف حفاری بیشتر یا استخدام نیروی کار کنند. بنابراین انتظار رونق اقتصادی ناشی از جنگ در ایالتهای نفتخیز مانند تگزاس و نیومکزیکو وجود ندارد.
بخش زیادی از این درآمد اضافی احتمالا به شکل رشد قیمت سهام و سود تقسیمی به سرمایهگذاران خواهد رسید. همچنین دولتهای ایالتی و مالکان زمینهایی که اجازه حفاری دادهاند، از محل مالیات و حق امتیاز درآمد بیشتری کسب خواهند کرد.
روسیه نیز از دیگر برندگان مهم این بحران بوده است؛ نه به دلیل افزایش صادرات، بلکه به دلیل بالا رفتن قیمت نفت این کشور. جنگ باعث جهش قیمت جهانی نفت شد و آمریکا نیز در مارس بهطور موقت بخشی از تحریمهای نفتی روسیه را کاهش داد. این تغییر سیاست به مسکو کمک کرد نفت خود را با قیمت بالاتری بفروشد. برای نمونه، قیمت نفت روسیه در خلیج فنلاند اوایل آوریل به نزدیک ۱۲۰ دلار در هر بشکه رسید؛ در حالی که پیش از جنگ حدود ۴۱ دلار بود. البته اوکراین تلاش کرده با حمله به زیرساختهای نفتی روسیه، توانایی این کشور برای بهرهبرداری از قیمتهای بالا را محدود کند.
بیشتر تولیدکنندگان خلیج فارس چنین شرایط مطلوبی نداشتهاند. جنگ بار دیگر اهمیت داشتن مسیرهای صادراتی جایگزین تنگه هرمز را به کشورهای عربی نشان داده است. عربستان سعودی و امارات متحده عربی به دلیل سرمایهگذاری چندین ساله در خطوط لولهای که تنگه را دور میزنند، وضعیت بهتری داشتهاند. صادرات عربستان در طول جنگ نسبت به سال قبل بیش از ۱۵۰ میلیون بشکه کاهش یافت اما درآمد حاصل از فروش نفت این کشور حدود ۹/۲ میلیارد دلار افزایش پیدا کرد.
ایران که کنترل دسترسی به تنگه را در اختیار داشته، تا اواسط آوریل وضعیت نسبتا مناسبی داشت. اما پس از اعمال محاصره دریایی آمریکا علیه کشتیهای مرتبط با ایران، صادرات نفت این کشور به شدت کاهش یافت و فشار بیشتری بر اقتصاد ایران وارد شد.
کشورهای نزدیک خلیج فارس که نه کنترل تنگه را در اختیار دارند و نه مسیر صادراتی جایگزین، بیشترین آسیب را متحمل شدهاند. عراق، کویت و قطر از جمله این کشورها هستند.
برخی کشورهای خلیج فارس اکنون بررسی ساخت یا توسعه خطوط لولهای را آغاز کردهاند که بتواند تنگه هرمز را دور بزند. با این حال اجرای چنین پروژههایی میلیاردها دلار هزینه دارد و تکمیل آن سالها زمان میبرد. بنابراین این کشورها در آینده نزدیک همچنان به وضعیت کنترل تنگه هرمز وابسته خواهند ماند.

