سقوط سهام اوراکل؛ برخورد رونق هوش مصنوعی با واقعیت‌ها

سقوط سهام اوراکل نشان می‌دهد رونق هوش مصنوعی با محدودیت‌های فیزیکی و فشارهای مالی مواجه شده است.

سقوط سریع سهام اوراکل از جایگاه محبوب بازار به نشانه‌ای هشداردهنده، به گفته ناظران نشان می‌دهد که رونق هوش مصنوعی با دو محدودیت سخت روبه‌رو شده است؛ قوانین فیزیک و واقعیت‌های تامین مالی از بازار بدهی.

سهام اوراکل از اوج ماه سپتامبر ۴۵٪ افت کرده و پس از انتشار گزارش درآمدی پرحاشیه این هفته نیز ۱۴٪ دیگر کاهش یافته است؛ گزارشی که نشان داد هزینه سرمایه‌ای فصلی شرکت به ۱۲ میلیارد دلار رسیده، بالاتر از انتظار ۸/۲۵ میلیارد دلاری بازار.

راهنمای سودآوری هم ضعیف بود و شرکت برآورد هزینه سرمایه‌ای سال مالی ۲۰۲۶ را ۱۵ میلیارد دلار دیگر افزایش داد. بخش عمده این سرمایه‌گذاری صرف مراکز داده اختصاصی برای «اوپن‌ای‌آی» می‌شود؛ شریک ۳۰۰ میلیارد دلاری اوراکل در چرخه هوش مصنوعی. مدیران شرکت گفته‌اند اهداف بلندپروازانه اما دست‌یافتنی برای تحویل ظرفیت در سراسر جهان دارند.

سرمایه‌گذاران نگران‌اند این مخارج عظیم چگونه تامین می‌شود، آن هم در حالی که درآمدهای پایه، از جمله درآمد ابری و فروش زیرساخت ابری، کمتر از انتظار وال‌استریت بوده است. برخی این توسعه هوش مصنوعی را متکی به بدهی توصیف کرده‌اند، هرچند شرکت بدهی مشخصی را به پروژه‌های مشخص گره نمی‌زند.

تا پایان هفته، حتی نگین استراتژی هوش مصنوعی اوراکل یعنی مراکز داده برای اوپن‌ای‌آی نیز نشانه‌هایی از مشکل نشان داد. بلومبرگ گزارش داد که تکمیل برخی مراکز داده در آمریکا به دلیل «کمبود نیروی کار و مواد» از ۲۰۲۷ به ۲۰۲۸ عقب افتاده است.

به گفته پژوهشگران این حوزه، کمبود نیروی کار و مواد کاملا محتمل است و رونق هوش مصنوعی مستقیما به تفاوت میان سرعت دیجیتال و سرعت فیزیکی برخورد می‌کند؛ دنیای بیت‌ها سریع حرکت می‌کند اما دنیای اتم‌ها نه و مراکز داده محل تلاقی این دو هستند.

اگرچه مشخص نشده کدام تاسیسات دقیقا به تعویق افتاده‌اند، یکی از گزینه‌های محتمل پروژه عظیم «ژوپیتر» در نیومکزیکو است؛ مجموعه‌ای بسیار بزرگ که گزارش‌های محلی آن را پردیسی بیش از ۱۶۰ میلیارد دلاری و از جاه‌طلبانه‌ترین پروژه‌های زیرساخت هوش مصنوعی می‌دانند و بخش مهمی از تعهد اوراکل برای تامین توان محاسباتی اوپن‌ای‌آی است.

واقعیت این است که سرمایه می‌تواند فورا تخصیص یابد، اما تجهیزاتی که باید با آن خریداری شود نه. زمان تحویل توربین‌ها، ترانسفورماتورها، سامانه‌های خنک‌سازی تخصصی و تجهیزات ولتاژ بالا به سال‌ها کشیده شده است؛ ترانسفورماتورهای بزرگ چهار تا پنج سال و توربین‌های گاز صنعتی که برای ریزشبکه‌ها به کار می‌روند شش تا هفت سال زمان می‌برند. حتی پرداخت هزینه بیشتر هم ظرفیت کارخانه‌ها و نیروی نصب را یک‌شبه افزایش نمی‌دهد. شرکت‌های هوش مصنوعی می‌خواهند با ریتم عرضه مدل‌ها حرکت کنند، اما ساخت‌وساز و تاسیسات زمانی کاملا متفاوت دارد.

این محدودیت‌های فیزیکی همه ابرمقیاس‌ها را دربر می‌گیرد، اما اوراکل به‌ویژه سرمایه‌گذاران را نگران می‌کند، چون دیر وارد بازی زیرساخت هوش مصنوعی شده و بخش بزرگی از هزینه سرمایه‌ای خود را به یک مشتری واحد، اوپن‌ای‌آی، گره زده است. در چنین جهش‌های سرمایه‌گذاری، تولیدکنندگان در نهایت خود را می‌رسانند، اما نه فوری؛ واقعیت مداخله می‌کند.

با ورود محدودیت مالی، این اصطکاک پررنگ‌تر می‌شود. واکنش بازار اوراق قرضه شاید از افت سهام مهم‌تر باشد؛ بازده اوراق اوراکل جهش کرده و برخی اوراق جدید که زمانی سرمایه‌گذاری‌پذیر بودند، اکنون شبیه اوراق پرریسک معامله می‌شوند، به طوری که سنجه ریسک اعتباری شرکت به بالاترین سطح از ۲۰۰۹ رسیده است. این یعنی وام‌دهندگان که معمولا هوشیارترین ناظران چرخه‌های فناوری‌اند، در حال بازسنجی ریسک تامین مالی توسعه هوش مصنوعی هستند.

در دهه‌های گذشته، عرف شرکت‌های فناوری تامین رشد از محل سود بود، اما اکنون بسیاری از آنها از جمله اوراکل به بازار اعتبار رو آورده‌اند. بر اساس تحلیلی بانکی، پنج ابرمقیاس بزرگ هوش مصنوعی یعنی گوگل، متا، آمازون، مایکروسافت و اوراکل امسال در مجموع حدود ۱۲۱ میلیارد دلار اوراق منتشر کرده‌اند؛ سطحی بسیار بالاتر از میانگین‌های تاریخی که نشان‌دهنده چرخش جدی به تامین مالی بدهی برای زیرساخت است.

در این میان، اوراکل از بزرگ‌ترین معاملات را انجام داده، مانند فروش اوراق ۱۸ میلیارد دلاری در سپتامبر، و مجموع بدهی آن حدود ۱۰۰ میلیارد دلار است. چهار شرکت دیگر نقدینگی قوی‌تر، رتبه اعتباری بالاتر و جریان نقد آزاد مثبت دارند؛ بنابراین هرچند اوراکل تنها شرکتی نیست که برای هزینه‌های هوش مصنوعی به بدهی متوسل می‌شود، اندازه، توان تولید نقد و رتبه اعتباری آن را در زمره اهرمی‌ترین‌ها قرار می‌دهد.

سرمایه‌گذاران بدهی لزوما بازده انفجاری نمی‌خواهند؛ آنها به اطمینان بازپرداخت اصل و بهره نیاز دارند. اگر این اعتماد حتی اندکی سست شود، بازده‌ها بالا می‌رود.

برخی این وضعیت را شبیه لحظه ۱۹۹۸ می‌دانند؛ وعده‌ها بسیار بزرگ است، اما عدم قطعیت درباره سرعت ظهور بازده‌ها نیز بسیار. خط ارتباطی ساده است؛ شکافی میان تیم‌های فناوری با پول فراوان و عادت به حرکت بسیار سریع، و سازندگان تجهیزات و مجریان تاسیسات که برای افزایش مقیاس تولید به سال‌ها زمان نیاز دارند.

این مقاله را به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه