طرح دونالد ترامپ برای اعمال محاصره دریایی در تنگه هرمز با هدف قطع صادرات ایران، خطر بیثباتی در بازارهای جهانی انرژی را افزایش داده است.
ترامپ شامگاه شنبه در میامی مشغول تماشای یک مسابقه زنده بود که معاونش جیدی ونس اعلام کرد پس از مذاکرات طولانی در پاکستان، توافق صلحی با ایران حاصل نشده است. در نتیجه، جهان تا صبح یکشنبه منتظر واکنش رئیسجمهور آمریکا ماند؛ واکنشی که به شکل اعلام محاصره دریایی تنگه هرمز و احتمال توقیف کشتیهایی که به تهران عوارض پرداخت میکنند، بروز یافت.
این اقدام جدیدترین تلاش ترامپ برای تغییر روند تهاجم آمریکا و اسرائیل علیه ایران است که از اواخر فوریه آغاز شده؛ جنگی که خروج از آن برای او دشوار شده، زیرا توانایی ایران در کنترل تجارت انرژی از طریق این گذرگاه حیاتی دستکم گرفته شده بود.
در ظاهر، هدف او از محاصره دریایی کاهش توان مالی ایران از طریق محدود کردن درآمدهای نفتی است؛ اما این اقدام میتواند بازارهای جهانی انرژی را بیشتر بیثبات کند، قیمت نفت را افزایش دهد و آتشبس شکننده دو هفتهای میان آمریکا و ایران را به خطر اندازد.
ترامپ این اقدام را مشابه الگوی مداخله خود در ونزوئلا میداند؛ جایی که پس از محاصره دریایی، نیکلاس مادورو بازداشت شد. او اعلام کرد که اجازه نخواهد داد ایران از فروش نفت به کشورهایی که میخواهد درآمد کسب کند.
این محاصره قرار است از صبح دوشنبه به وقت شرق آمریکا اجرا شود و مقامهای آمریکایی آن را نتیجه سرسختی ایران در مذاکرات پس از آتشبس و ابزاری برای افزایش فشار بر تهران میدانند. از جمله اختلافات، موضوع عبور آزاد از تنگه هرمز، برچیدن تأسیسات غنیسازی اورانیوم، بازگرداندن ذخایر اورانیوم غنیشده و حمایت ایران از گروههای منطقهای بوده است.
در مقابل، عباس عراقچی وزیر خارجه ایران، آمریکا را مسئول شکست مذاکرات دانست و گفت ایران با حسن نیت وارد گفتوگو شده، اما با زیادهخواهی و تغییر مداوم شروط مواجه شده است.
برخی تحلیلها از این طرح حمایت کرده و آن را ابزاری برای افزایش فشار بر ایران و حتی چین دانستهاند، در حالی که دیدگاههای دیگر نسبت به آن تردید دارند و معتقدند چنین اقدامی بیشتر به اقتصاد جهانی فشار وارد میکند تا ایران.
از ابتدای جنگ، ایران اعلام کرده که هدفش افزایش هزینههای درگیری برای آمریکا، متحدانش و اقتصاد جهانی است. در همین راستا، برخی سیاستمداران آمریکایی مانند مارک وارنر نیز نسبت به منطق این اقدام ابراز تردید کردهاند.
کارشناسان همچنین هشدار دادهاند که مقایسه ایران با ونزوئلا نادرست است؛ زیرا جمهوری اسلامی طی دههها ساختار حکمرانی تثبیتشدهای ایجاد کرده و برای جنگهای نامتقارن آماده شده است. رهبران ایران علیرغم بمباران و ترورهای گسترده آمریکا، تمایلی به تسلیم در برابر خواستههای دشمن نشان ندادهاند.
این تغییر سیاست ناگهانی از سوی واشینگتن، که پیشتر اجازه صادرات نفت ایران را برای حفظ ثبات بازارها میداد، میتواند پیامدهای گستردهای داشته باشد. هرچند تنگه هرمز برای ایران حیاتی است، این کشور مسیرهای جایگزینی برای واردات کالا از طریق مرزهای زمینی و همسایگان خود دارد.
در نهایت، اجرای چنین محاصرهای با چالشهای عملیاتی جدی روبهرو است؛ از جمله نحوه برخورد با کشتیهای کشورهای متحد یا چین که ممکن است عوارض پرداخت کرده باشند، موضوعی که میتواند تنشهای بینالمللی را تشدید کند.


