کوین وارش، گزینه پیشنهادی دونالد ترامپ برای ریاست بانک مرکزی آمریکا، روز گذشته در جلسه تأیید صلاحیت سنا حاضر شد؛ نشستی که در سایه فشارهای مداوم ترامپ علیه رئیس فعلی بانک مرکزی، جروم پاول، برگزار شد؛ اقدامی که هم حاکمیت قانون و هم چشمانداز بلندمدت اقتصاد را تضعیف میکند.
این جلسه فرصتی بود تا وارش تعهد خود به استقلال بانک مرکزی را نشان دهد، اما او از این آزمون سربلند بیرون نیامد.
او بهصورت کلی از استقلال بانک مرکزی دفاع کرد، اما به دو پرسش کلیدی پاسخ نداد: آیا پیگرد قضایی علیه پاول موجه است و در صورت تهدید از سوی ترامپ بهخاطر تصمیمات پولی، چه خواهد کرد. این ابهامها در شرایطی اهمیت دارد که درخواستهای ترامپ برای کاهش نرخ بهره احتمالاً با تورم ناشی از جنگ با ایران در تضاد قرار میگیرد.
وارش در ظاهر گزینهای قابل قبول به نظر میرسد؛ دارای تجربه بازار و سابقه عضویت در هیئتمدیره بانک مرکزی در سالهای ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۱. اما مسئله اصلی نه توانایی فنی، بلکه میزان ایستادگی او در برابر فشارهای سیاسی است.
او در بیشتر دوران حرفهای خود طرفدار سیاستهای پولی سختگیرانه و مهار تورم بوده است؛ موضعی که با خواستههای فعلی ترامپ برای کاهش نرخ بهره در تضاد است. با این حال، در مقاطع حساس، بهویژه زمانی که ترامپ در آستانه ورود به کاخ سفید بوده، مواضع او تغییر کرده است.
این تغییر موضع همزمان با تلاشهای ترامپ برای سیاسیکردن بانک مرکزی، نگرانیهایی را ایجاد کرده است. بانک مرکزی برای کنترل تورم باید بتواند تصمیمات دشوار و حتی نامحبوب اتخاذ کند، اما دخالت سیاستمداران معمولاً به سیاستهای انبساطی و افزایش تورم منجر میشود.
ترامپ از زمان آغاز ریاستجمهوری خود در سال ۲۰۱۷ بارها بهطور علنی به پاول حمله کرده و حتی تهدید به برکناری او کرده است. همچنین تلاشهایی برای برکناری دیگر اعضای بانک مرکزی و آغاز تحقیقات قضایی علیه پاول صورت گرفته است.
در این میان، وارش عمدتاً سکوت کرده و در برخی موارد حتی از رفتار ترامپ دفاع کرده است. در جلسه سنا نیز از پاسخ به پرسشهایی درباره استقلال بانک مرکزی، پروندههای قضایی و فشارهای سیاسی خودداری کرد.
این در حالی است که او پیشتر تأکید کرده بود با برکناری مقامات بانک مرکزی به دلایل سیاسی مخالف است. اما اکنون از بیان موضع روشن در این زمینه اجتناب میکند.
در نهایت، پرسش اصلی بیپاسخ مانده است: اگر ترامپ در آینده فشار مشابهی بر او وارد کند، آیا وارش مقاومت خواهد کرد یا تسلیم خواهد شد؟
این سؤال اهمیت زیادی دارد، زیرا احتمال تقابل میان ترامپ و بانک مرکزی بر سر نرخ بهره بسیار بالاست. از یکسو، تصمیمگیری درباره نرخ بهره بهصورت جمعی انجام میشود و وارش بهتنهایی اختیار ندارد؛ از سوی دیگر، بازارها نیز انتظار ندارند او کاملاً مطابق خواستههای ترامپ عمل کند.
در شرایطی که جنگ با ایران موجب اختلال در زنجیرههای تأمین و افزایش قیمتها شده، بانک مرکزی با وضعیت پیچیدهتری مواجه است. اگر دادهها نشاندهنده افزایش تورم باشد، اما ترامپ خواهان کاهش نرخ بهره برای اهداف سیاسی باشد، نحوه واکنش وارش به یک مسئله تعیینکننده تبدیل خواهد شد.
سناتورها باید این پرسشها را مطرح میکردند و وارش باید به آنها پاسخ میداد؛ زیرا افکار عمومی حق دارد بداند.


