راتکو ملادیچ، فرمانده نظامی صرب و عامل کشتار سربرنیتسا مرد

راتکو ملادیچ، فرمانده صرب‌های بوسنی و محکوم نسل‌کشی سربرنیتسا، پس از سال‌ها فرار و تحمل حبس ابد در ۸۳ سالگی در لاهه جان باخت.

راتکو ملادیچ - قصاب بوسنی

راتکو ملادیچ، فرمانده پیشین صرب‌های بوسنی که به دلیل نقش خود در جنگ‌های بالکان و کشتار حدود ۸ هزار مرد و پسر مسلمان در سربرنیتسا به «قصاب بوسنی» شهرت یافته بود، در ۸۳ سالگی در زندان و در حین بستری شدن در بیمارستانی در لاهه مُرد. مقام‌های صربستان روز پنجشنبه خبر مرگ او را اعلام کردند، اما علت دقیق مرگ اعلام نشد.

ملادیچ در ۲۶ مه ۲۰۱۱، پس از نزدیک به ۱۶ سال فرار، در روستایی در شمال بلگراد دستگیر شد. دستگیری او به یکی از طولانی‌ترین عملیات‌های تعقیب و گریز در تاریخ معاصر پایان داد. دادگاه بین‌المللی در سال ۲۰۱۷ او را به اتهام نسل‌کشی، جنایت علیه بشریت و جنایات جنگی به حبس ابد محکوم کرد. حکم او در سال ۲۰۲۱ در مرحله تجدیدنظر نیز تأیید شد.

دادگاه اعلام کرد جنایات ملادیچ از هولناک‌ترین جنایاتی بوده که بشریت به خود دیده است. او در زمان جنگ‌های بالکان در اوایل دهه ۱۹۹۰ فرمانده ارتش صرب‌های بوسنی بود.

پیکرهای ده‌ها مسلمان بوسنیایی در سال ۱۹۹۶ در یک گور دسته جمعی در خارج از سربرنیتسا کشف شد.
پیکرهای ده‌ها مسلمان بوسنیایی در سال ۱۹۹۶ در یک گور دسته جمعی در خارج از سربرنیتسا کشف شد.

جنگ‌های بالکان همزمان با فروپاشی یوگسلاوی و استقلال جمهوری‌های تشکیل‌دهنده آن آغاز شد. اسلوبودان میلوشویچ، رئیس‌جمهور ملی‌گرای صربستان، با هدف ایجاد «صربستان بزرگ» بر اختلافات قدیمی قومی و مذهبی دامن زد و درگیری‌هایی میان صرب‌ها و اسلوونیایی‌ها، کروات‌ها، مسلمانان بوسنی و آلبانیایی‌های کوزوو شکل گرفت. در جریان این جنگ‌ها حدود ۱۰۰ هزار نفر کشته و بیش از ۲/۵ میلیون نفر آواره شدند.

ملادیچ که در ارتش خلق یوگسلاوی خدمت می‌کرد، در جریان جنگ فرمانده نیروهای صرب بوسنی شد. در آستانه کشتار سربرنیتسا، او از انتقام شکست صرب‌ها در برابر ترکان مسلمان عثمانی سخن گفت. نیروهای تحت فرمان او طی ۱۰ روز هزاران مسلمان بوسنیایی را تعقیب، بازداشت و اعدام کردند. بسیاری از قربانیان در حالی که دست‌هایشان بسته بود تیرباران شدند. زنان نیز مورد تجاوز قرار گرفتند و درخواست‌های بین‌المللی برای توقف خشونت‌ها نادیده گرفته شد.

بستگان قربانیان قتل عام سربرنیتسا هنگام تماشای پخش زنده حکم و صدور حکم ملادیچ
بستگان قربانیان قتل عام سربرنیتسا هنگام تماشای پخش زنده حکم و صدور حکم در دادگاه آقای ملادیچ واکنش نشان دادند.

نیروهای صرب پس از کشتار، اجساد را در گورهای دسته‌جمعی دفن کردند و سپس برای پنهان کردن شواهد جنایات جنگی، برخی از آنها را از خاک بیرون آوردند و در گورهای دیگری در نقاط دورتر پراکنده کردند.

دادگاه بین‌المللی کیفری برای یوگسلاوی سابق در لاهه، یکی از آخرین پرونده‌های مهم خود را به محاکمه ملادیچ اختصاص داد. این دادگاه نزدیک به ۱۰۰ نفر از مسئولان جنایات جنگ‌های بالکان را محاکمه کرد که رادوان کاراجیچ، رهبر سیاسی صرب‌های بوسنی و مافوق سیاسی ملادیچ، نیز در میان آنها بود. کاراجیچ در سال ۲۰۱۶ به اتهاماتی مشابه محکوم شد و سه سال بعد حکم او به حبس ابد افزایش یافت.

دستگیری ملادیچ نقطه عطفی در تلاش طولانی صربستان برای پایان دادن به انزوای بین‌المللی این کشور بود. دستگیری او یکی از موانع مهم پیوستن صربستان به اتحادیه اروپا را برطرف کرد، زیرا دولت‌های پی‌درپی صربستان به دلیل ناتوانی یا امتناع از بازداشت او با انتقاد روبه‌رو بودند.

ملادیچ هنگام دستگیری در خانه یکی از بستگانش مخفی شده بود و با مشکلات مالی دست‌وپنجه نرم می‌کرد. یکی از خواسته‌های مکرر او بازگرداندن مستمری نظامی مسدودشده‌اش بود.

در جریان محاکمه، مردی که زمانی فرمانده‌ای قدرتمند و شکست‌ناپذیر به نظر می‌رسید، گاهی به پیرمردی ناتوان تبدیل شده بود. شهادت‌های تکان‌دهنده درباره خشونت‌هایی که نیروهایش به راه انداخته بودند در دادگاه مطرح شد. دست راست او بر اثر دست‌کم دو سکته در دوران فرار آسیب دیده بود و حتی نمی‌توانست یادداشت بردارد.

با این حال، رفتار تند و سلطه‌جویانه او در دادگاه نیز بارها نمایان شد. در نخستین حضورش در دادگاه در ژوئن ۲۰۱۱، اتهامات را «نفرت‌انگیز» و «هیولایی» توصیف کرد و در مواردی بر سر قضات فریاد زد. در یک جلسه نیز پس از بازگشت از درمان فشار خون بالا، با عصبانیت دادگاه را متهم کرد که همه سخنانش دروغ است و از جلسه بیرون برده شد.

راتکو ملادیچ در دادگاه
راتکو ملادیچ در دادگاه

ملادیچ علاوه بر طراحی و هدایت کشتار سربرنیتسا، به دلیل جنایات متعدد در جریان محاصره تقریباً چهار ساله سارایوو نیز محکوم شد. در این محاصره که طولانی‌ترین محاصره در تاریخ جنگ‌های مدرن بود، حدود ۱۰ هزار نفر، از جمله ۱ هزار و ۵۰۰ کودک، جان باختند. نیروهای ملادیچ شهر را از کوه‌های اطراف گلوله‌باران می‌کردند و غیرنظامیان را با تک‌تیراندازها هدف قرار می‌دادند. دادگاه همچنین او را به آزار و نابودی غیرصرب‌ها در بخش‌های گسترده‌ای از بوسنی محکوم کرد.

با وجود ابعاد جنایات او، ملادیچ در میان بخشی از صرب‌های صربستان همچنان به‌عنوان یک قهرمان نظامی دیده می‌شد و برخی او را محافظ مردم صرب می‌دانستند. در مقابل، گستردگی جنایات و رنجی که بر بوسنیایی‌ها و کروات‌هایی که از سرزمین‌های مورد ادعای صرب‌ها رانده شده بودند تحمیل کرد، خشم گسترده بین‌المللی را برانگیخت. برای دستگیری او ۱۴ میلیون دلار جایزه تعیین شده بود، اما این جایزه هرگز پرداخت نشد.

ملادیچ در ۱۲ مارس ۱۹۴۳ در روستای دورافتاده بوزانوویچی و در خانواده‌ای فقیر به دنیا آمد. در آن زمان این منطقه بخشی از کشور مستقل کرواسی بود، حکومتی دست‌نشانده نازی‌ها که ملی‌گرایان افراطی کروات بر آن سلطه داشتند.

پدرش که یک صرب و عضو مقاومت پارتیزانی تحت رهبری کمونیست‌ها بود، زمانی که راتکو هنوز کودک بود کشته شد. مادرش، استانا، او و دو خواهر و برادرش را بزرگ کرد. تجربه‌های دوران کودکی در او ترس عمیقی ایجاد کرد که صرب‌ها، اگر قدرت را در دست نداشته باشند، همواره در معرض آزار کروات‌ها و دیگر گروه‌های قومی قرار خواهند گرفت.

ملادیچ در جوانی مدتی فلزکار بود، اما خیلی زود مسیر نظامی را برای تحصیل و پیشرفت انتخاب کرد. او با توانایی ذهنی، قدرت بدنی و شخصیتی که وفاداری عمیقی در اطرافیان ایجاد می‌کرد، به‌سرعت در ارتش خلق یوگسلاوی ارتقا یافت.

او در سال‌های نخست فعالیت نظامی از کمونیسم مورد حمایت یوسیپ بروز تیتو پیروی می‌کرد؛ دیدگاهی که ملی‌گرایی را رد می‌کرد و بر برادری میان مردم یوگسلاوی برای حفظ این مجموعه چندقومیتی و چنددینی تأکید داشت.

پس از مرگ تیتو در سال ۱۹۸۰ و تشدید اختلافات ملی‌گرایانه از سوی میلوشویچ، یوگسلاوی در اوایل دهه ۱۹۹۰ شروع به فروپاشی کرد و ملادیچ نیز به جریان سیاسی میلوشویچ پیوست. هدف آنها جلوگیری از جدایی‌طلبی و تضمین سلطه صرب‌ها، بزرگ‌ترین گروه قومی منطقه، بود. یک ماه پس از اعلام استقلال جمهوری بوسنی در سال ۱۹۹۲، نیروهای ملادیچ محاصره سارایوو را آغاز کردند.

در سال ۱۹۹۴، دختر ملادیچ، آنا، که دانشجوی پزشکی و در اوایل دهه ۲۰ سالگی بود، با تپانچه نظامی محبوب پدرش خودکشی کرد. گفته شد اقدامات پدرش در جنگ او را به‌شدت پریشان کرده بود. این حادثه تأثیر عمیقی بر ملادیچ گذاشت و نزدیکانش می‌گفتند پس از مرگ دخترش تغییر کرد و اصرار داشت پیش از تحویل به لاهه، با محافظت نیروهای امنیتی از قبر او دیدن کند.

پیش از کشتار سربرنیتسا، ملادیچ فرمانده هلندی نیروهای حافظ صلح سازمان ملل را که مسئول حفاظت از جامعه مسلمانان منطقه بود به اتاقی فراخواند که در آن یک خوک زنده بسته شده بود. سپس به افرادش دستور داد گلوی حیوان را ببرند و خون آن روی زمین جاری شد. این اقدام به‌عنوان پیامی درباره نحوه برخورد نیروهای او با دشمنانش انجام شد.

در ژوئیه ۱۹۹۵، در حالی که دوربین‌ها در حال ضبط تصاویر بودند، محافظان ملادیچ میان کودکان مسلمان بوسنیایی شیرینی پخش کردند. او به زنان و کودکان هراسان اطمینان داد که کسی آسیب نخواهد دید، در حالی که نیروهایش برای انجام کشتار جمعی آماده می‌شدند.

پس از کشتار سربرنیتسا، خشم واشنگتن و کشورهای اروپایی به عملیات بمباران ناتو علیه نیروهای صرب بوسنی انجامید. این عملیات در نهایت به توافق دیتون و پایان جنگ‌های بالکان در دسامبر ۱۹۹۵ منجر شد، هرچند درگیری در یوگسلاوی سابق در سال ۱۹۹۸ و بر سر کوزوو دوباره آغاز شد.

دادگاه بین‌المللی مستقر در لاهه در سال ۱۹۹۵، ملادیچ را به اتهام جنایات جنگی و نسل‌کشی مرتبط با محاصره سارایوو و کشتار سربرنیتسا تحت تعقیب قرار داد.

ملادیچ که از حمایت میلوشویچ برخوردار بود، بلافاصله مخفی نشد. دوستانش می‌گفتند او میان پادگان‌های نظامی رفت‌وآمد داشت و گاهی با آنها تنیس روی میز یا شطرنج بازی می‌کرد. او برای چند سال به دیدار قبر دخترش می‌رفت و در سال ۲۰۰۰ نیز در بلگراد، با محافظانش، در یک مسابقه فوتبال چین و یوگسلاوی حضور یافت.

میلوشویچ در سال ۲۰۰۰ از قدرت کنار رفت و سال بعد بازداشت و برای محاکمه به لاهه فرستاده شد. او در سال ۲۰۰۶، در حالی که محاکمه‌اش رو به پایان بود، درگذشت.

پس از سقوط میلوشویچ، ملادیچ ناچار شد مخفیانه زندگی کند و گفته می‌شد متحدانی در ارتش و دستگاه‌های اطلاعاتی صربستان از او محافظت می‌کردند. همسرش بوسیلیکا و پسرش دارکو حتی تلاش کردند او را رسماً مرده اعلام کنند، اما موفق نشدند.

در نهایت، ملادیچ به‌تنهایی دستگیر شد؛ در حالی که دو تپانچه پر در کنار خود داشت و بدون مقاومت تسلیم شد. هنگامی که مأموران وارد محل اختفای او شدند، به آنها گفت: «تبریک می‌گویم، من همان کسی هستم که دنبالش می‌گردید.»

این مقاله را به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه