در آغاز هفته، قیمت نفت خام به کمتر از ۷۰ دلار در هر بشکه سقوط کرد و بازارهای انرژی تا حد زیادی این برداشت را داشتند که جنگ ایران پایان یافته است؛ زیرا رفت وآمد کشتیها در تنگه هرمز تا حدی از سر گرفته شد.
با این حال، نزدیک به یک میلیارد بشکه از ذخایر نفتی جهان مصرف شده و هنوز جایگزین نشده است. همزمان، پالایشگاههایی که از مدار خارج شده بودند هنوز فعالیت خود را از سر نگرفتهاند، چین نیز واردات گسترده نفت را آغاز نکرده و اکنون دونالد ترامپ اعلام کرده است که توافق موقت صلح پایان یافته و همزمان تبادل حملات پهپادی و موشکی دوباره شدت گرفته است.
در واقع، حتی اگر از آغاز دوباره یک جنگ تمام عیار جلوگیری شود، هیچ چشمانداز روشنی برای یک توافق صلح پایدار وجود ندارد. در نتیجه، انتظار نمیرود حجم عبور نفتکشها از تنگه هرمز تا ماهها به شرایط عادی بازگردد؛ به ویژه پیش از افزایش مورد انتظار تقاضا، زمانی که چین و پالایشگاهها دوباره خرید نفت را افزایش دهند. بر این اساس، قیمت نفت احتمالاً بار دیگر افزایش خواهد یافت و ممکن است به حدود ۹۰ دلار در هر بشکه برسد، هرچند بازارها دیگر سناریوهای بسیار افراطی مانند نفت ۲۰۰ دلاری را محتمل نمیدانند.
چنین وضعیتی میتواند برای دولت دونالد ترامپ که به دنبال کاهش قیمت سوخت پیش از انتخابات میاندورهای ماه نوامبر است، به یک چالش جدی تبدیل شود.
به باور تحلیلگران، بازار تصور میکند شرایط به حالت عادی بازمیگردد، اما رفتار چند دهه گذشته ایران نشان میدهد که چنین روندی بعید است و نباید انتظار بازگشت سریع وضعیت پیشین را داشت.
در حالی که آمریکا تلاش کرده است مسیر عبور کشتیها را به سمت آبهای نزدیک عمان هدایت کند، ایران طی هفته گذشته به برخی شناورها شلیک کرده و آمریکا نیز واکنش نشان داده است. دونالد ترامپ در نشست ناتو در ۸ ژوئیه در ترکیه اعلام کرد توافق موقت با ایران پایان یافته است. او همچنین مدعی شد تصور نمیکند جنگی گسترده از سر گرفته شود و اگر اتفاقی رخ دهد، به سرعت پایان خواهد یافت، اما این اظهارات نیز نشانهای از وجود یک برنامه روشن برای صلح ارائه نمیکند.
بر اساس این ارزیابی، ایران احتمالاً خواهان دریافت نوعی عوارض عبور از تنگه هرمز خواهد بود و در صورت تحقق چنین وضعی، حجم عبور نفتکشها ممکن است برای مدت طولانی در حدود نیمی از سطح عادی باقی بماند. از اواسط ژوئن تاکنون، بخش عمده نفت عبوری از این مسیر متعلق به ایران بوده، در حالی که در شرایط عادی سهم ایران تنها حدود ۱۰ درصد است. حتی با توسعه خطوط لوله جدید در عربستان سعودی و امارات که دست کم یک سال زمان نیاز دارد، همچنان حدود ۵ درصد از عرضه نفت جهان برای ماههای آینده از بازار خارج خواهد ماند.
همچنین گفته میشود ایران تاکنون توانسته است با طولانی کردن روند تحولات، فشار طرف مقابل را کاهش دهد و نشانهای از تضعیف جدی ساختار حاکمیتی این کشور دیده نمیشود.
در مقابل، بسیاری از تحلیلگران توجه خود را بیش از ایران، به چین معطوف کردهاند. چین با کاهش حدود ۵ میلیون بشکهای واردات روزانه نفت، از ذخایر راهبردی خود استفاده کرده است. به همین دلیل، با وجود افزایش دوباره تولید جهانی، رشد تقاضا هنوز آغاز نشده و همین مسئله موجب افت بیش از انتظار قیمت نفت شده است.
پیشبینی میشود چین تا پایان ماه اوت یا حتی زودتر، واردات نفت خود را افزایش دهد. کاهش واردات به معنای کاهش مصرف نبوده و با بازگشت خریدهای چین، فشار تقاضا دوباره به بازار نفت وارد خواهد شد.
محاسبات بازار با واقعیت همخوانی ندارد
پس از اعلام توافق موقت در اواسط ژوئن، قیمت نفت کاهش یافت، اما تردد نفتکشها در تنگه هرمز حتی به یک سوم سطح معمول نیز نرسید. همزمان، هزینه حمل و بیمه نفتکشها دست کم دو برابر شد.
آمریکا بار دیگر معافیت فروش نفت ایران بدون تحریم را لغو کرده است، اما با وجود این، بازار همچنان خوشبین باقی مانده و قیمت نفت آمریکا در ۱۰ ژوئیه حدود ۷۱ دلار در هر بشکه بوده است.
بازار در اوایل ژوئیه به سرعت از نگرانی درباره کمبود عرضه به نگرانی درباره مازاد عرضه جهانی تغییر جهت داد؛ زیرا تولید در قاره آمریکا افزایش یافته و تولید خاورمیانه نیز دوباره در حال رشد است. با این حال، این وضعیت ممکن است دوام چندانی نداشته باشد.
ذخایر راهبردی نفت آمریکا اکنون به پایینترین سطح خود از سال ۱۹۸۳ رسیده و بیش از ۳۰۰ میلیون بشکه نفت خام در اختیار دارد، در حالی که این رقم در آغاز جنگ ۴۱۵ میلیون بشکه بود.
تحلیلگران معتقدند دولت دونالد ترامپ برای جلوگیری از افزایش قیمت سوخت، احتمالاً تا پیش از انتخابات میاندورهای اقدام به بازسازی این ذخایر نخواهد کرد. تاکنون مجوز آزادسازی مجموعاً ۱۷۲ میلیون بشکه نفت صادر شده و احتمال کاهش بیشتر ذخایر نیز وجود دارد.
در مرکز ذخیرهسازی کوشینگ در ایالت اوکلاهما نیز موجودی نفت به ۱۹/۶ میلیون بشکه کاهش یافته است. این رقم دو سال پیش ۳۳/۵ میلیون بشکه بود و در اواسط ژوئن به پایینترین سطح ۱۲ سال اخیر یعنی ۱۸/۹ میلیون بشکه رسید. کاهش ذخایر به کمتر از ۲۰ میلیون بشکه از نظر صنعت نفت، سطحی نگرانکننده محسوب میشود.
در جریان جنگ، صادرات نفت خام و فرآوردههای نفتی آمریکا به رکورد جدیدی رسید و سود پالایشگاهها را به بالاترین سطح رساند. این صادرات بخشی از کاهش ظرفیت پالایش در خاورمیانه، چین و روسیه را جبران کرد. برآورد میشود نزدیک به ۷ میلیون بشکه در روز از ظرفیت پالایش جهان از مدار خارج شده باشد.
در نتیجه، انتظار میرود پالایشگاههای چین با توجه به سود مناسب، به تدریج فعالیت خود را از سر بگیرند.
جهان در حال تغییر است
میانگین قیمت هر گالن بنزین معمولی در آمریکا در ماه مه به ۴/۵۶ دلار رسید و تا ۱۰ ژوئیه به ۳/۸۸ دلار کاهش یافت.
با وجود این نوسانات، تغییر محسوسی در الگوی مصرف انرژی مشاهده نشده است. هرچند فروش خودروهای برقی افزایش یافته، اما نشانهای از تغییر بنیادین در تقاضای نفت فراتر از روندهای گذشته وجود ندارد.
کارشناسان معتقدند بحران تنگه هرمز بار دیگر وابستگی شدید اقتصاد جهان به نفت را آشکار کرد؛ همان گونه که وابستگی آمریکا به مواد معدنی راهبردی چین نیز یک چالش مهم محسوب میشود. کاهش این وابستگی در عمل بسیار دشوارتر از پذیرش وجود آن است.
بر همین اساس، انتظار میرود دست کم ۵ دلار از قیمت هر بشکه نفت در آینده به عنوان «ریسک ژئوپلیتیکی» در بازار باقی بماند؛ حتی بدون در نظر گرفتن افزایش احتمالی تقاضا.
اگرچه رشد تقاضای جهانی نفت ممکن است به مرحله ثبات نزدیک شود، اما این سوخت همچنان برای چند دهه آینده جایگاه خود را حفظ خواهد کرد. همچنین با وجود احتمال کاهش نفوذ خاورمیانه و سازمان اوپک، این منطقه همچنان یکی از مهمترین ارکان بازار جهانی انرژی باقی خواهد ماند.
در نهایت، این بحران احتمالاً کشورها را به توسعه منابع انرژی داخلی، افزایش تولید داخلی و کاهش وابستگی به واردات ترغیب خواهد کرد تا کمتر تحت تأثیر تحولات ژئوپلیتیکی قرار گیرند.
در آغاز هفته، قیمت نفت خام به کمتر از ۷۰ دلار در هر بشکه سقوط کرد و بازارهای انرژی تا حد زیادی این برداشت را داشتند که جنگ ایران پایان یافته است؛ زیرا رفت وآمد کشتیها در تنگه هرمز تا حدی از سر گرفته شد.
با این حال، نزدیک به یک میلیارد بشکه از ذخایر نفتی جهان مصرف شده و هنوز جایگزین نشده است. همزمان، پالایشگاههایی که از مدار خارج شده بودند هنوز فعالیت خود را از سر نگرفتهاند، چین نیز واردات گسترده نفت را آغاز نکرده و اکنون دونالد ترامپ اعلام کرده است که توافق موقت صلح پایان یافته و همزمان تبادل حملات پهپادی و موشکی دوباره شدت گرفته است.
در واقع، حتی اگر از آغاز دوباره یک جنگ تمام عیار جلوگیری شود، هیچ چشمانداز روشنی برای یک توافق صلح پایدار وجود ندارد. در نتیجه، انتظار نمیرود حجم عبور نفتکشها از تنگه هرمز تا ماهها به شرایط عادی بازگردد؛ به ویژه پیش از افزایش مورد انتظار تقاضا، زمانی که چین و پالایشگاهها دوباره خرید نفت را افزایش دهند. بر این اساس، قیمت نفت احتمالاً بار دیگر افزایش خواهد یافت و ممکن است به حدود ۹۰ دلار در هر بشکه برسد، هرچند بازارها دیگر سناریوهای بسیار افراطی مانند نفت ۲۰۰ دلاری را محتمل نمیدانند.
چنین وضعیتی میتواند برای دولت دونالد ترامپ که به دنبال کاهش قیمت سوخت پیش از انتخابات میاندورهای ماه نوامبر است، به یک چالش جدی تبدیل شود.
به باور تحلیلگران، بازار تصور میکند شرایط به حالت عادی بازمیگردد، اما درخواستهای ایران نشان میدهد که چنین روندی بعید است و نباید انتظار بازگشت سریع وضعیت پیشین را داشت.
در حالی که آمریکا تلاش کرده است مسیر عبور کشتیها را به سمت آبهای نزدیک عمان هدایت کند، ایران طی هفته گذشته به برخی شناورها شلیک کرده و آمریکا نیز واکنش نشان داده است. دونالد ترامپ در نشست ناتو در ۸ ژوئیه در ترکیه اعلام کرد توافق موقت با ایران پایان یافته است. او همچنین گفت تصور نمیکند جنگی گسترده از سر گرفته شود و اگر اتفاقی رخ دهد، به سرعت پایان خواهد یافت، اما این اظهارات نیز نشانهای از وجود یک برنامه روشن برای صلح ارائه نمیکند.
بر اساس این ارزیابی، ایران احتمالاً خواهان دریافت نوعی عوارض عبور از تنگه هرمز خواهد بود و در صورت تحقق چنین وضعی، حجم عبور نفتکشها ممکن است برای مدت طولانی در حدود نیمی از سطح عادی باقی بماند. از اواسط ژوئن تاکنون، بخش عمده نفت عبوری از این مسیر متعلق به ایران بوده، در حالی که در شرایط عادی سهم ایران تنها حدود ۱۰ درصد است. حتی با توسعه خطوط لوله جدید در عربستان سعودی و امارات که دست کم یک سال زمان نیاز دارد، همچنان حدود ۵ درصد از عرضه نفت جهان برای ماههای آینده از بازار خارج خواهد ماند.
همچنین گفته میشود ایران تاکنون توانسته است با طولانی کردن روند تحولات، فشار طرف مقابل را کاهش دهد و نشانهای از تضعیف جدی ساختار حاکمیتی این کشور دیده نمیشود.
در مقابل، بسیاری از تحلیلگران توجه خود را بیش از ایران، به چین معطوف کردهاند. چین با کاهش حدود ۵ میلیون بشکهای واردات روزانه نفت، از ذخایر راهبردی خود استفاده کرده است. به همین دلیل، با وجود افزایش دوباره تولید جهانی، رشد تقاضا هنوز آغاز نشده و همین مسئله موجب افت بیش از انتظار قیمت نفت شده است.
پیشبینی میشود چین تا پایان ماه اوت یا حتی زودتر، واردات نفت خود را افزایش دهد. کاهش واردات به معنای کاهش مصرف نبوده و با بازگشت خریدهای چین، فشار تقاضا دوباره به بازار نفت وارد خواهد شد.
محاسبات بازار با واقعیت همخوانی ندارد
پس از اعلام توافق موقت در اواسط ژوئن، قیمت نفت کاهش یافت، اما تردد نفتکشها در تنگه هرمز حتی به یک سوم سطح معمول نیز نرسید. همزمان، هزینه حمل و بیمه نفتکشها دست کم دو برابر شد.
آمریکا بار دیگر معافیت فروش نفت ایران بدون تحریم را لغو کرده است، اما با وجود این، بازار همچنان خوشبین باقی مانده و قیمت نفت آمریکا در ۱۰ ژوئیه حدود ۷۱ دلار در هر بشکه بوده است.
بازار در اوایل ژوئیه به سرعت از نگرانی درباره کمبود عرضه به نگرانی درباره مازاد عرضه جهانی تغییر جهت داد؛ زیرا تولید در قاره آمریکا افزایش یافته و تولید خاورمیانه نیز دوباره در حال رشد است. با این حال، این وضعیت ممکن است دوام چندانی نداشته باشد.
ذخایر راهبردی نفت آمریکا اکنون به پایینترین سطح خود از سال ۱۹۸۳ رسیده و بیش از ۳۰۰ میلیون بشکه نفت خام در اختیار دارد، در حالی که این رقم در آغاز جنگ ۴۱۵ میلیون بشکه بود.
تحلیلگران معتقدند دولت دونالد ترامپ برای جلوگیری از افزایش قیمت سوخت، احتمالاً تا پیش از انتخابات میاندورهای اقدام به بازسازی این ذخایر نخواهد کرد. تاکنون مجوز آزادسازی مجموعاً ۱۷۲ میلیون بشکه نفت صادر شده و احتمال کاهش بیشتر ذخایر نیز وجود دارد.
در مرکز ذخیرهسازی کوشینگ در ایالت اوکلاهما نیز موجودی نفت به ۱۹/۶ میلیون بشکه کاهش یافته است. این رقم دو سال پیش ۳۳/۵ میلیون بشکه بود و در اواسط ژوئن به پایینترین سطح ۱۲ سال اخیر یعنی ۱۸/۹ میلیون بشکه رسید. کاهش ذخایر به کمتر از ۲۰ میلیون بشکه از نظر صنعت نفت، سطحی نگرانکننده محسوب میشود.
در جریان جنگ، صادرات نفت خام و فرآوردههای نفتی آمریکا به رکورد جدیدی رسید و سود پالایشگاهها را به بالاترین سطح رساند. این صادرات بخشی از کاهش ظرفیت پالایش در خاورمیانه، چین و روسیه را جبران کرد. برآورد میشود نزدیک به ۷ میلیون بشکه در روز از ظرفیت پالایش جهان از مدار خارج شده باشد.
در نتیجه، انتظار میرود پالایشگاههای چین با توجه به سود مناسب، به تدریج فعالیت خود را از سر بگیرند.
جهان در حال تغییر است
میانگین قیمت هر گالن بنزین معمولی در آمریکا در ماه مه به ۴/۵۶ دلار رسید و تا ۱۰ ژوئیه به ۳/۸۸ دلار کاهش یافت.
با وجود این نوسانات، تغییر محسوسی در الگوی مصرف انرژی مشاهده نشده است. هرچند فروش خودروهای برقی افزایش یافته، اما نشانهای از تغییر بنیادین در تقاضای نفت فراتر از روندهای گذشته وجود ندارد.
کارشناسان معتقدند بحران تنگه هرمز بار دیگر وابستگی شدید اقتصاد جهان به نفت را آشکار کرد؛ همان گونه که وابستگی آمریکا به مواد معدنی راهبردی چین نیز یک چالش مهم محسوب میشود. کاهش این وابستگی در عمل بسیار دشوارتر از پذیرش وجود آن است.
بر همین اساس، انتظار میرود دست کم ۵ دلار از قیمت هر بشکه نفت در آینده به عنوان «ریسک ژئوپلیتیکی» در بازار باقی بماند؛ حتی بدون در نظر گرفتن افزایش احتمالی تقاضا.
اگرچه رشد تقاضای جهانی نفت ممکن است به مرحله ثبات نزدیک شود، اما این سوخت همچنان برای چند دهه آینده جایگاه خود را حفظ خواهد کرد. همچنین با وجود احتمال کاهش نفوذ خاورمیانه و سازمان اوپک، این منطقه همچنان یکی از مهمترین ارکان بازار جهانی انرژی باقی خواهد ماند.
در نهایت، این بحران احتمالاً کشورها را به توسعه منابع انرژی داخلی، افزایش تولید داخلی و کاهش وابستگی به واردات ترغیب خواهد کرد تا کمتر تحت تأثیر تحولات ژئوپلیتیکی قرار گیرند.


