در دهه آینده، میلیاردها دلار هزینه بهره وامهای مسکن به یک پرسش مهم بستگی خواهد داشت: آیا هوش مصنوعی در نهایت به افزایش نرخ وام مسکن منجر میشود یا کاهش آن؟
در کوتاهمدت، پاسخ تا حدی روشنتر است. تریلیونها دلاری که برای توسعه هوش مصنوعی هزینه میشود، ماهیتی تورمزا دارد و تورم دشمن نرخهای بهره پایین است.
اما این وضعیت میتواند بهسرعت تغییر کند. بیل گیتس، بنیانگذار مایکروسافت، در مقالهای جدید هشدار داده است که رهبران باید پیش از افزایش شدید بیکاری برای این تحول آماده شوند.
افزایش بیکاری از چند جهت برای وامگیرندگان مسکن اهمیت دارد و یکی از مهمترین آنها این است که معمولا به کاهش نرخ بهره منجر میشود. از زمان آغاز سیاست هدفگذاری تورم در فوریه ۱۹۹۱، نزدیک به ۹۰ درصد از دورههای افزایش بیکاری همزمان با کاهش نرخ وام مسکن ثابت پنجساله بوده است. در این دورهها، میانه کاهش این نرخ ۸۴ واحد پایه بوده است.
پیشبینی برخی از چهرههای برجسته صنعت فناوری نشان میدهد که هوش مصنوعی میتواند فشار قابلتوجهی بر بازار کار وارد کند. ایلان ماسک معتقد است هوش مصنوعی در نهایت قادر خواهد بود هر شغلی را بهتر از انسان انجام دهد. در همین حال، مدیرعامل آنتروپیک هشدار داده است که هوش مصنوعی ممکن است تقاضا برای نیروی کار را بهطور دائمی کاهش دهد.
بیل گیتس نیز معتقد است این تحول با دورههای پیشین فناوری تفاوت دارد. به گفته او، برخلاف ریزپردازنده، رایانه شخصی و اینترنت که در مجموع به ایجاد شغل کمک کردند، هوش مصنوعی نخستین فناوریای است که میتواند توانایی شناختی انسان را در طیف گستردهای از زمینهها پشت سر بگذارد.
گیتس همچنین پیشبینی میکند که با ورود رباتها به کارهای فیزیکی، فرصتهای کمتری برای کارگران جابهجا شده باقی خواهد ماند. هوش مصنوعی حتی میتواند در ایجاد مشاغل جدیدی که معمولا پس از خودکارسازی مشاغل قدیمی شکل میگرفتند نیز نقش داشته باشد.
این تهدید تنها متوجه مشاغل رایانهای و مراکز تماس نیست. گیتس میگوید رباتهای هوشمند تا پایان این دهه در برخی کارهای فیزیکی، از جمله در ساختوساز و مهماننوازی، با انسانها رقابت خواهند کرد. به باور او، مشاغل سطح ابتدایی و میانی بیش از همه در معرض خطر هستند.
البته همه درباره کاهش خالص اشتغال با هوش مصنوعی همنظر نیستند. مدیرعامل متا و مدیرعامل انویدیا از جمله کسانی هستند که این فرض را رد میکنند. با این حال، پیشبینیهای معتبر درباره ایجاد یک رونق پایدار در اشتغال پس از پایان مرحله توسعه گسترده هوش مصنوعی، چندان زیاد نیست.
اهمیت این موضوع برای وام مسکن به تورم مربوط میشود؛ عاملی که نقش مهمی در تعیین نرخهای بهره دارد. برخی از رهبران برجسته هوش مصنوعی معتقدند این فناوری در نهایت میتواند به بیکاری ساختاری بالاتر، رشد ضعیفتر دستمزدها، کاهش مصرف و در نهایت تورم پایینتر منجر شود.
پرداختهای دولتی، از جمله احتمال اجرای درآمد پایه همگانی، میتواند بخشی از کاهش درآمد ناشی از بیکاری را جبران کند. با این حال، بیکاری تنها کانالی نیست که از طریق آن هوش مصنوعی میتواند تورم را کاهش دهد.
هوش مصنوعی همچنین میتواند تولید کالاها را به میزان چشمگیری افزایش دهد و قیمتها را پایین بیاورد. اگر تولید کالاها و خدمات سریعتر از حجم پول رشد کند، نتیجه میتواند کاهش سطح عمومی قیمتها باشد.
از سوی دیگر، زمانی که یک شرکت با استفاده از رباتها و هوش مصنوعی هزینههای خود را کاهش داده و قیمت محصولاتش را پایین بیاورد، رقبای آن نیز با فشار زیادی برای انجام همین کار مواجه خواهند شد.
بنابراین، چه هوش مصنوعی از مسیر کاهش تقاضا بهدلیل از دست رفتن مشاغل و چه از مسیر افزایش شدید عرضه و تولید ارزانتر و سریعتر، قیمتها را پایین بیاورد، نتیجه نهایی میتواند ماهیتی ضدتورمی داشته باشد.
پرسش اصلی، زمان وقوع این تغییر است
اگر این پیشبینیها درست باشد، پس از پایان مرحله توسعه گسترده هوش مصنوعی، نرخ وام مسکن میتواند در شرایط مشابه پایینتر از سطح معمول قرار گیرد.
اما تا آن زمان، کسریهای بودجه بزرگ، انتشار گسترده اوراق دولتی و شرکتی، سرریز اثرات اقتصادی آمریکا، تعرفهها، انرژی گرانتر، انتقال تولید به داخل کشور و هزینه سالانه ۲/۶ تا ۳/۵ تریلیون دلاری برای هوش مصنوعی در سالهای ۲۰۲۶ و ۲۰۲۷ میتواند کف نرخهای وام مسکن را بالا نگه دارد.
این کف ممکن است دستکم چند سال ادامه داشته باشد؛ یعنی تا زمانی که شرکتها زیرساختهای هوش مصنوعی خود را توسعه دهند و مدلهای زبانی بزرگ با خطاهای بسیار کمتری کار کنند.
پس از آن، کاهش تورم ناشی از هوش مصنوعی میتواند به عاملی جدی برای کاهش نرخ بهره تبدیل شود.
نشانههای این تحول میتواند شامل افزایش بیکاری، بهویژه در مشاغلی باشد که بیشترین میزان مواجهه با هوش مصنوعی را دارند. همچنین ممکن است رشد هزینه نیروی کار کاهش یابد و حتی به کمتر از هدف تورمی دو درصد برسد؛ بهخصوص اگر بهرهوری بهشدت افزایش یابد اما دستمزدها همپای آن رشد نکنند.
کاهش رشد سرمایهگذاری شرکتها در هوش مصنوعی، در حالی که افزایش بهرهوری ادامه دارد، کاهش رشد قیمتها در صنایع وابسته به هوش مصنوعی یا حتی کاهش مستقیم قیمتها و افت انتظارات تورمی در بازار اوراق نیز میتواند از دیگر نشانهها باشد.
اگر این سناریو محقق شود، نرخهای متغیر احتمالا فشار نزولی بیشتری را تجربه خواهند کرد، در حالی که نرخهای ثابت ممکن است بهدلیل تداوم کسری بودجه و انتشار گسترده اوراق، مدت بیشتری بالا بمانند.
در نتیجه، فاصله میان نرخهای ثابت و متغیر میتواند بیشتر شود و چند سال بعد، همزمان با شدت گرفتن کاهش تورم ناشی از هوش مصنوعی، نرخهای متغیر فرصتهای بیشتری برای وامگیرندگان ایجاد کنند.
به بیان ساده، اگر کاهش تورم ناشی از هوش مصنوعی بانک مرکزی کانادا را به کاهش نرخ بهره وادار کند، نرخهای متغیر ممکن است زودتر کاهش یابند. در مقابل، کسری بودجه، انتشار سنگین اوراق و افزایش صرف ریسک سررسید میتواند بازده اوراق و نرخهای ثابت را برای مدت بیشتری بالا نگه دارد.
در حال حاضر، ریسک نرخ بهره همچنان به سمت افزایش است و بازارهای آتی طی ۲۴ ماه آینده افزایش ۱۰۰ واحد پایهای نرخ بهره را قیمتگذاری کردهاند.
برای بیشتر وامگیرندگانی که نسبت به میزان پرداخت ماهانه حساس هستند، در شرایط کنونی تراز ریسک به نفع نرخهای ثابت سه تا پنجساله است. این دورهها میتوانند وامگیرندگان را از بخش بزرگی از مرحله رشد تورمزای هوش مصنوعی عبور دهند.
بر اساس شبیهسازیهای نرخ وام مسکن، این دورههای سه تا پنجساله در میان گزینههای مختلف عملکرد بهتری دارند.


