جام جهانی ۲۰۲۶ از نظر هیجان، سرگرمی و ایجاد همبستگی میان مردم رویدادی موفق بود، اما این پرسش همچنان مطرح است که آیا میزبانی این مسابقات برای اقتصاد آمریکا نیز ارزشمند بود یا خیر؟
معیار رایج برای پاسخ به این پرسش، مقایسه منافع اقتصادی با هزینههای برگزاری مسابقات است. اگر درآمدها از هزینهها بیشتر باشد، میتوان آن را موفق دانست. با این حال، شواهد موجود نشان میدهد جام جهانی از این منظر احتمالاً نتوانسته انتظارات را برآورده کند.
دادههای اقتصادی آمریکا حاکی از آن است که افزایش چشمگیری در اشتغال، گردشگری، قیمت هتلها، بلیت هواپیما یا شاخص خردهفروشی مشاهده نشده است. رشد شاخص خردهفروشی در ژوئن تنها ۰/۲ درصد بود که نسبت به رشد یک درصدی ماه مه کاهش محسوسی داشت و هزینهکرد در رستورانها و بارها نیز فقط ۰/۱ درصد افزایش یافت.
فیفا پیشتر برآورد کرده بود برگزاری جام جهانی ۱۳/۹ میلیارد دلار هزینه خواهد داشت که ۱۱/۱ میلیارد دلار آن بر عهده آمریکا است. همچنین پیشبینی کرده بود این رویداد ۳۰/۵ میلیارد دلار منفعت اقتصادی برای آمریکا ایجاد کند و معادل ۱۸۵ هزار شغل تماموقت به وجود آورد، اما این آثار در آمارهای رسمی چندان قابل مشاهده نبود.
بر اساس آمارهای رسمی، ورود گردشگران خارجی به آمریکا در ژوئن نسبت به مدت مشابه سال قبل فقط ۰/۲ درصد افزایش یافت. سفر از آفریقا و آمریکای جنوبی رشد داشت، اما تعداد گردشگران اروپایی و آسیایی کاهش پیدا کرد.
گزارش تورم نیز نشان داد قیمت هتلها ۲/۸ درصد کاهش یافته، نرخ بلیت هواپیما تقریباً بدون تغییر مانده و قیمت خدمات تفریحی تنها ۰/۵ درصد افزایش داشته است.
گزارش اشتغال ژوئن نیز از کاهش ۶۱ هزار شغل در بخش تفریح و مهماننوازی و حذف نزدیک به پنج هزار شغل در فروشگاههای عمومی خبر داد. البته ممکن است برخی کارکنان این بخشها ساعات بیشتری کار کرده و درآمد بالاتری داشته باشند که در آمار اشتغال منعکس نمیشود.
در مقابل، برخی دادههای محلی نشان میدهد کسبوکارهای کوچک شهرهای میزبان از برگزاری مسابقات سود بردهاند. فروش این واحدها در ژوئن ۴/۱ درصد افزایش یافت، در حالی که این رقم برای شهرهای بزرگ غیرمیزبان ۱/۸ درصد بود. شهر بوستون بیشترین رشد را ثبت کرد که بخش عمده آن ناشی از افزایش فروش نوشیدنی بود. با این حال، هتلهای این شهر ابتدا با استقبال کمتر از انتظار روبهرو شدند و پس از کاهش قیمتها، میزان رزرو به سطح معمول بازگشت.
همزمانی جام جهانی با جنگ ایران نیز بر رفتار مصرفکنندگان اثر گذاشت و افزایش قیمتها بخشی از تقاضا را کاهش داد. به همین دلیل، آثار مثبت و منفی این دو عامل تا حد زیادی یکدیگر را خنثی کردند و در مجموع، اثر اقتصادی مسابقات کمتر از پیشبینیها بود.
محاسبه دقیق منافع اقتصادی چنین رویدادی نیز دشوار است، زیرا مشخص نیست چه میزان از این هزینهها در هر صورت انجام میشد، چه مقدار از بهرهوری به دلیل اختلال در رفتوآمد یا تماشای مسابقات کاهش یافته و چگونه باید هزینه زیرساختهایی را محاسبه کرد که سالها پیش با منابع عمومی ساخته شدهاند.
فیفا اعلام کرده بود هزینه ساخت ورزشگاههای جدید برای این دوره تقریباً صفر بوده، زیرا آمریکا، کانادا و مکزیک از ورزشگاههای موجود استفاده کردند؛ اما این ورزشگاهها نیز در گذشته با هزینه عمومی ساخته شدهاند و بخشی از آن هزینه را میتوان به میزبانی جام جهانی نسبت داد.
در مقابل، برخی نهادها به طور قطعی از این مسابقات سود بردند. فیفا بر اساس برآوردها حدود ۹ میلیارد دلار از فروش بلیت درآمد کسب کرد و علاوه بر آن، ۱/۱ میلیارد دلار نیز از حق پخش تلویزیونی در آمریکا دریافت کرد. مالکان ورزشگاهها نیز از فروش بلیت منتفع شدند و شرکتهای شرطبندی مجموعاً حدود ۲/۲۵ میلیارد دلار شرطبندی را ثبت کردند.
با وجود ابهام درباره منافع اقتصادی، این مسابقات آثار اجتماعی قابل توجهی داشت. جام جهانی موجب افزایش علاقه به فوتبال، رونق ورزشگاهها و مراکز تماشای مسابقات، گردهم آمدن خانوادهها و هواداران و تقویت حس همبستگی شد.
نظرسنجیها نیز نشان میدهد فوتبال اکنون چهارمین ورزش حرفهای محبوب آمریکا است و انتظار میرود برگزاری جام جهانی به رشد فوتبال پایه و لیگ حرفهای این کشور کمک کند؛ همانگونه که میزبانی سال ۱۹۹۴ نیز چنین اثری داشت.
در مجموع، اگرچه شواهد اندکی وجود دارد که نشان دهد جام جهانی از نظر مالی هزینههای خود را جبران کرده است، اما این موضوع به معنای بیارزش بودن میزبانی چنین رویدادهایی نیست، زیرا منافع اجتماعی، فرهنگی و ورزشی نیز باید در کنار آثار اقتصادی مورد توجه قرار گیرد.


