گسترش تورم در اقتصاد آمریکا فراتر از افزایش بهای سوخت

افزایش قیمت انرژی در آمریکا به تدریج به سایر بخش‌های اقتصاد سرایت کرده و نگرانی‌ها درباره تداوم تورم و تصمیم‌های آینده فدرال رزرو را تشدید کرده است.

داده‌های تازه تورم نشان می‌دهد چالش افزایش قیمت‌ها در آمریکا ممکن است عمیق‌تر و ماندگارتر از چیزی باشد که بسیاری انتظار داشتند.

آمریکایی‌ها برای درک افزایش تورم نیازی به انتشار گزارش‌های رسمی ندارند. قیمت بنزین در پی ادامه درگیری‌ها در خاورمیانه و بسته شدن تنگه هرمز از ۴ دلار به ازای هر گالن فراتر رفته است و انتشار آمار مهم قیمت‌ها در ۲۸ مه نشان می‌دهد چرا سیاست‌گذاران نگران سرایت این فشارها به بخش‌های گسترده‌تر اقتصاد هستند.

این گزارش تصویری دوگانه اما نگران‌کننده ارائه می‌کند. رشد ماهانه قیمت‌ها کمتر از پیش‌بینی‌ها بود، اما آمار سالانه همچنان هشداردهنده است؛ شاخص قیمت‌ها نسبت به سال قبل ۳/۸ درصد افزایش یافته که سریع‌ترین رشد از سال ۲۰۲۱ محسوب می‌شود. همچنین شاخصی که قیمت مواد غذایی و انرژی را حذف می‌کند، ۳/۳ درصد رشد داشته است.

این افزایش نشان می‌دهد تورم تنها به بنزین محدود نیست. هزینه‌های مسکن، خدمات عمومی و تفریحات نیز همچنان فشارهای تورمی را بالا نگه داشته‌اند؛ آن هم در شرایطی که سایر داده‌ها از کند شدن رشد اقتصادی و کاهش سرعت رشد درآمدها خبر می‌دهند.

بررسی‌ها نشان می‌دهد نگرانی درباره رکود اقتصادی همزمان با افزایش قیمت‌ها همچنان پابرجاست و داده‌های جدید حاکی از آن است که این چالش ممکن است گسترده‌تر و طولانی‌تر از برآوردهای قبلی باشد.

آیا همه قیمت‌ها در حال افزایش هستند؟

داده‌های جدید از شاخص قیمت مخارج مصرف شخصی (PCE) به دست آمده که توسط اداره تحلیل اقتصادی وزارت بازرگانی آمریکا منتشر می‌شود. این شاخص در مارس ۲۰۲۶ به ۳/۵ درصد رسید، در حالی که در فوریه ۲/۸ درصد بود.

اما معیار مهم‌تر برای فدرال رزرو، شاخص هسته PCE است که مواد غذایی و انرژی را کنار می‌گذارد. این شاخص تصویر دقیق‌تری از فشارهای تورمی ارائه می‌دهد و معمولاً برای پیش‌بینی مسیر آینده تورم اهمیت بیشتری دارد. این شاخص نیز در سال جاری روندی صعودی داشته است.

پرسش اصلی فقط افزایش قیمت بنزین نیست، بلکه این است که آیا هزینه‌های بالاتر انرژی در حال انتقال به سایر بخش‌های اقتصاد هستند یا خیر.

هزینه‌های انرژی علاوه بر اینکه بخشی از شاخص‌های تورمی هستند، بر حمل‌ونقل، بلیت هواپیما، تولید مواد غذایی، خدمات عمومی، بسته‌بندی کالاها، حاشیه سود شرکت‌ها و حتی انتظارات مصرف‌کنندگان اثر می‌گذارند. افزایش موقتی قیمت انرژی الزاماً به تورم پایدار منجر نمی‌شود، اما اگر این هزینه‌ها به سایر بخش‌های اقتصاد منتقل شوند و مردم انتظار تداوم تورم را داشته باشند، خطر افزایش پایدار قیمت‌ها بیشتر می‌شود. برای مثال، اگر کارکنان تصور کنند هزینه‌های زندگی همچنان بالا خواهد رفت، ممکن است خواهان دستمزدهای بیشتری شوند و همین موضوع تورم را تشدید کند.

شواهدی نیز از سرایت اثرات تورمی انرژی دیده می‌شود. گزارش شاخص قیمت مصرف‌کننده در آوریل افزایش ۳/۸ درصدی را ثبت کرد که بالاترین سطح در سه سال اخیر بود. قیمت انرژی ۱۸ درصد رشد کرد، هزینه سفرهای هوایی بیش از ۲۰ درصد افزایش یافت و قیمت مواد غذایی بیشترین رشد ماهانه خود را از سال ۲۰۲۲ تجربه کرد. همچنین کالاهایی که تحت تأثیر تعرفه‌ها قرار دارند، مانند پوشاک و لوازم منزل، همچنان گران‌تر شده‌اند.

این همان هزینه‌هایی است که خانوارها هر روز با آن روبه‌رو هستند. مردم بنزین می‌خرند، قبض خدمات عمومی می‌پردازند و مواد غذایی تهیه می‌کنند و در نتیجه رفتار مصرفی خود را تغییر می‌دهند. به همین دلیل فدرال رزرو با دقت اثر قیمت انرژی بر سایر شاخص‌های تورمی را زیر نظر دارد.

فدرال رزرو چه خواهد کرد؟

کوین وارش به‌تازگی به عنوان رئیس جدید بانک مرکزی آمریکا سوگند یاد کرده و نشست ۱۶ و ۱۷ ژوئن کمیته سیاست‌گذاری پولی نخستین جلسه او در این سمت خواهد بود. او با اختلاف‌نظرهای قابل توجه در میان اعضای کمیته و همچنین بررسی دقیق دیدگاه‌هایش درباره تورم و سیاست پولی روبه‌رو خواهد شد. دونالد ترامپ از فدرال رزرو خواسته است نرخ‌های بهره را کاهش دهد، در حالی که وارش اخیراً اهمیت و دقت شاخص PCE را کمتر از گذشته ارزیابی کرده است.

ابزار اصلی فدرال رزرو برای مقابله با تورم، افزایش نرخ بهره است، اما تصمیم‌گیری همیشه ساده نیست. اگر افزایش قیمت انرژی موقتی باشد و انتظارات تورمی مصرف‌کنندگان ثابت بماند، بانک مرکزی ممکن است نرخ بهره را بدون تغییر نگه دارد یا حتی آن را کاهش دهد. اما اگر تورم همچنان افزایش یابد، احتمال حفظ نرخ‌های بالا برای مدت طولانی‌تر یا حتی اعمال سیاست‌های انقباضی بیشتر وجود خواهد داشت.

این وضعیت برای مأموریت دوگانه فدرال رزرو یعنی کنترل تورم و حمایت از رشد اقتصادی چالش‌برانگیز است. قیمت بالاتر انرژی از یک سو تورم‌زاست و از سوی دیگر قدرت خرید خانوارها را کاهش می‌دهد. در عمل، افزایش هزینه انرژی مانند مالیاتی پنهان بر مصرف‌کنندگان عمل می‌کند؛ زیرا بخش بیشتری از درآمد صرف سوخت، گرمایش، سرمایش و دریافت کالاها می‌شود و پول کمتری برای رستوران‌ها، سفر، خرده‌فروشی و سایر خریدها باقی می‌ماند.

به همین دلیل فدرال رزرو پاسخ ساده‌ای در اختیار ندارد. افزایش نرخ بهره نمی‌تواند درگیری‌های ژئوپلیتیکی را پایان دهد یا عرضه جهانی نفت را افزایش دهد، اما می‌تواند تقاضا را کاهش داده و روند تورم را کندتر کند.

صورت‌جلسه نشست آوریل فدرال رزرو نشان می‌دهد بسیاری از مقام‌ها نگران‌اند که تداوم تورم به افزایش بیشتر نرخ بهره نیاز داشته باشد. هرچند نرخ بهره در آن زمان در محدوده ۳/۵۰ تا ۳/۷۵ درصد ثابت ماند، اما اعضای کمیته تأکید کردند که تورم همچنان بالا است و بخشی از آن به افزایش اخیر قیمت جهانی انرژی بازمی‌گردد.

عامل مهم دیگر، افزایش بازده اوراق خزانه‌داری آمریکا در سررسیدهای بلندمدت است که به بالاترین سطح از سال ۲۰۰۷ رسیده است. این موضوع می‌تواند نشانه انتظار بازارها برای نرخ‌های بهره بالاتر یا افزایش نااطمینانی باشد. بازده اوراق بر نرخ وام مسکن، هزینه استقراض شرکت‌ها و ارزش دارایی‌های بازنشستگی اثر می‌گذارد. بنابراین نگرانی‌های تورمی حتی بدون افزایش رسمی نرخ بهره نیز می‌توانند هزینه‌های استقراض را بالا ببرند.

چه چیزی در نشست ژوئن اهمیت دارد؟

تغییر مدیریت در فدرال رزرو این مقطع را بسیار مهم کرده است. نخستین چالش بزرگ وارش احتمالاً نه افزایش یا کاهش فوری نرخ بهره، بلکه توضیح دادن معیارهایی است که بانک مرکزی برای ارزیابی وضعیت اقتصادی دنبال می‌کند. او باید مشخص کند که تمرکز اصلی بر تورم عمومی، تورم هسته، انتظارات مصرف‌کنندگان، شرایط مالی یا نشانه‌های کاهش تقاضا خواهد بود.

در این میان، هوش مصنوعی نیز عامل پیچیده‌کننده دیگری است. سرمایه‌گذاری‌های مرتبط با هوش مصنوعی ممکن است به حفظ رشد اقتصادی کمک کنند، حتی در حالی که خانوارها تحت فشار افزایش قیمت بنزین و مواد غذایی قرار دارند. این وضعیت نوعی دوگانگی در اقتصاد ایجاد کرده است؛ مصرف‌کنندگان با قیمت‌های بالاتر و هزینه‌های استقراض بیشتر مواجه‌اند، اما سرمایه‌گذاری‌های مرتبط با هوش مصنوعی از بازارها، زیرساخت‌ها و خوش‌بینی کسب‌وکارها حمایت می‌کنند. وارش معتقد است هوش مصنوعی در نهایت می‌تواند به کاهش قیمت‌ها کمک کند و امکان کاهش زودتر نرخ بهره را فراهم سازد.

در مجموع، چشم‌انداز تورم همچنان مبهم است. کاهش تقاضای مصرف‌کنندگان و رشد ضعیف‌تر دستمزدها احتیاط را ضروری می‌کند، اما افزایش انتظارات تورمی و انتقال هزینه‌های بالاتر شرکت‌ها به مصرف‌کنندگان می‌تواند استدلالی برای حفظ یا افزایش نرخ‌های بهره باشد.

در نهایت، پرسش اصلی برای فدرال رزرو این نیست که آیا تورم در حال افزایش است یا نه؛ بلکه این است که آیا رشد قیمت انرژی در زمانی که بانک مرکزی تلاش می‌کند ثبات قیمت‌ها را احیا کند، دوباره نبرد با تورم را شعله‌ور خواهد کرد یا خیر. ماه‌های نخست ریاست کوین وارش آزمونی مهم برای حفظ اعتبار فدرال رزرو در کنترل تورم و جلوگیری از آسیب بیشتر به مصرف‌کنندگان آمریکایی خواهد بود.

منابع:فست کمپانی
این مقاله را به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه