آیا جنوب‌شرق آسیا از شوک‌های تازه نفتی ایران جان می‌برد؟

درگیری ایران و ایالات متحده نشان داد که جنوب‌شرق آسیا هنوز برای مهار شوک‌های نفتی و اختلال در تنگه هرمز، سپر دفاعی کافی ندارد.

وضعیت انرژی و سوخت در جنوب شرق آسیا

کشورهای جنوب‌شرق آسیا ماه‌ها تلاش کرده‌اند اثر شوک‌های انرژی ناشی از جنگ در خاورمیانه را مهار کنند، اما ازسرگیری درگیری میان ایالات متحده و ایران نشان داده است که این سپرهای دفاعی تا چه اندازه محدودند.

این شعله‌ور شدن تازه، نگرانی‌ها درباره موج دوم اختلال در عرضه سوخت در منطقه را دوباره زنده کرده است؛ منطقه‌ای که بسیاری از اقتصادهایش همچنان به نفت وارداتی و مسیرهای کشتیرانیِ مرتبط با خلیج فارس وابسته‌اند.

رهبران جنوب‌شرق آسیا در نشست ۵۹ وزیران خارجه آسه‌آن در مانیل، نسبت به بازگشت تنش‌ها میان ایالات متحده و ایران «نگرانی عمیق» ابراز کردند و خواستار «پایان کامل و فوری خصومت‌ها در همه جبهه‌های خاورمیانه» شدند.

دیپلمات‌های ۱۱ عضو اتحادیه کشورهای جنوب‌شرق آسیا همچنین خواستار «بازگشت عبور ایمن، بی‌مانع و پیوسته کشتی‌ها و هواپیماها در تنگه هرمز» شدند.

وزیران خارجه گفتند این درگیری‌ها به «تجارت منطقه‌ای، امنیت انرژی و امنیت غذایی» آسیب خواهد زد؛ از جمله به بازارهای انرژی و زنجیره‌های تأمین، تولید کشاورزی و ثبات زنجیره‌های تأمین نهاده‌های کشاورزی، به‌ویژه کودهای شیمیایی.

آتش‌بس شکننده میان ایالات متحده و ایران که در ژوئن رسمی شد، این ماه پس از تبادل اتهام‌ها درباره نقض آتش‌بس از بین رفت.

جنوب‌شرق آسیا بیشترین فشار را از بحران انرژیِ پس از آغاز درگیری‌ها در اواخر فوریه و بسته شدن تنگه هرمز تحمل کرد؛ تنگه‌ای که حدود ۶۰ درصد از واردات نفت خام آسیا از آن می‌گذرد. کشورهایی مانند فیلیپین به‌طور خاص آسیب دیدند، زیرا این کشور بیش از ۹۵ درصد سوخت خود را وارد می‌کند.

کارشناسان می‌گویند فروپاشی آتش‌بس، ضعف‌های زیربنایی منطقه را در محافظت از خود در برابر شوک‌های بیرونیِ سوخت آشکار کرد.

اقتصادهای جنوب‌شرق آسیا همچنان به‌شدت به نفت وارداتی و مسیرهای کشتیرانیِ مرتبط با خلیج فارس وابسته‌اند. افزایش هزینه‌های انرژی نیز به کود، غذا، حمل‌ونقل و تولید منتقل می‌شود؛ بنابراین دولت‌ها باید تنوع‌بخشی به تأمین‌کنندگان، افزایش ذخایر، حمایت هدفمند و شتاب دادن به توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر، سوخت‌های زیستی و پیوندهای انرژی منطقه‌ای را ادامه دهند.

با این حال، اگر تنگه هرمز همچنان مختل بماند، منطقه نمی‌تواند به‌طور کامل خود را از یک درگیری طولانی‌مدت مصون کند.

در عین حال، پاسخ کشورها در سراسر منطقه یکسان نخواهد بود و برخی اقتصادها آسیب‌پذیرتر از بقیه هستند. برخی کشورها نیز از همین حالا برای کاهش وابستگی به سوختِ خلیج فارس، اقدام‌های جداگانه‌ای را آغاز کرده‌اند.

مالزی و اندونزی که هر دو صادرکننده روغن پالم هستند، استفاده از سوخت دیزلِ مبتنی بر پالم را گسترش داده‌اند تا وابستگی به دیزل معمولی را کاهش دهند. در برخی کشورها نیز منابع انرژی جایگزین، به‌ویژه برای خودروهای برقی، ترویج شده است.

سنگاپور با حمایت سیاستی قوی و زیرساخت سراسری شارژ، بر شتاب‌بخشی به پذیرش خودروهای برقی تمرکز کرده و لائوس نیز با اهداف برقی‌سازی و همکاری فرامرزی در انرژی پاک، در حال گسترش استفاده از خودروهای برقی است.

برخی کشورها توان بیشتری برای مدیریت اختلال دارند. برونئی و مالزی به‌عنوان تولیدکننده و صادرکننده هیدروکربن، حاشیه امن طبیعی بیشتری دارند و سنگاپور نیز به دلیل شبکه‌های بازرگانی و پالایشگاهی و روابط تجاری، از ظرفیت سازگاری بالاتری برخوردار است.

اندونزی در میانه این طیف قرار می‌گیرد؛ این کشور افزون بر داشتن زغال‌سنگ، گاز و صنعت بزرگ سوخت زیستی، واردکننده خالص فرآورده‌های نفتی هم هست و این موضوع می‌تواند هزینه‌های یارانه‌ای سنگینی در پی داشته باشد.

تایلند و فیلیپین همچنان از جمله اقتصادهای بزرگِ در معرض آسیب بیشتر هستند، زیرا به نفت وارداتی وابسته‌اند و سوخت برای حمل‌ونقل و برق در آن‌ها اهمیت بالایی دارد. کامبوج، لائوس، تیمور شرقی و میانمار با آن‌که مصرف انرژی کمتری دارند، از فضای مالی ضعیف‌تر و درآمد خانوار پایین‌تر رنج می‌برند و در نتیجه، جذب افزایش قیمت برایشان دشوارتر است.

ویتنام نیز همچنان آسیب‌پذیر است؛ این کشور با وجود ظرفیت پالایش داخلی، ۸۸ درصد نفت خود را وارد می‌کند و باید به جای تکیه اصلی بر خریدهای فوریِ بازار، به سراغ تنوع‌بخشی به تأمین‌کنندگان و قراردادهای بلندمدت برود.

اگر پاسخ نخست به این بحران، حمایت داخلی باشد، پاسخ بلندمدت‌تر احتمالاً جست‌وجوی گسترده‌تر برای تأمین‌کنندگان و شرکای جدید خواهد بود؛ اما این لزوماً به معنای «چرخش ژئوپولیتیکی گسترده» نخواهد بود.

آسه‌آن می‌تواند پیوندهای انرژی خود را با روسیه، تولیدکنندگان خلیج فارس، ایالات متحده، هند، ژاپن و استرالیا عمیق‌تر کند؛ بسته به این‌که چه کسی بتواند نفت، گاز طبیعی مایع، تأمین مالی و حمایت اضطراریِ قابل اتکا فراهم کند.

ایالات متحده همچنان بازیگری مهم برای آن‌ها باقی می‌ماند، چون صادرات نفت و گاز آن بالاست؛ با این حال، چین احتمالاً همچنان مهم‌ترین شریک خواهد بود، زیرا ذخایر راهبردی آن بسیار عظیم است.

جنوب‌شرق آسیا همچنین ممکن است به روسیه نیز بیشتر نزدیک شود، زیرا این کشور در حال افزایش ذخایر و تقویت تاب‌آوری خود در امنیت انرژی است؛ اما تحریم‌ها، بیمه و ریسک‌های پرداخت، دامنه گسترش این رابطه را محدود می‌کند.

با وجود این تلاش‌ها، آسه‌آن لزوماً متحدتر نخواهد شد. در غیاب یک پروتکل الزام‌آور برای تقسیم نفت، ذخایر راهبردی مشترک و قواعد توافق‌شده برای تخصیص اضطراری، امنیت انرژی جمعی آسه‌آن همچنان بیش از آن‌که عملیاتی و کارکردی باشد، نمادین و اعلامی خواهد ماند.

این مقاله را به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه